افق

افق زيباست  چون در آينده متبلور می شود

  نوری است درپهنا ی  دردها اعماق دلها     ودر فرا سوی اتشها      

واما  اميدی  در اعماق ناميدی هاست

پس تو را می ستايم که همواره بهترينی   ونهايت در فرا  رويت   بی معنی ست

و اما در انتظار ت می نشينم تا معجون روحم فقط تو باشی

 

وشايد اين آخرين باری باشد که در هجرت می نويسم

/ 2 نظر / 8 بازدید
akramjavadi

غروب را بنگر تا به قدرت خداوند پی ببری جنگی نابرابر ميان روشنايی و تاريکی که در آن تاريکی بر روشنايی چيره می شود هر کس بد ما به خلق گويد ما سينه از او نمی خراشيم ما خوبی او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم

akramjavadi

غروب را بنگر تا به قدرت خداوند پی ببری جنگی نابرابر ميان روشنايی و تاريکی که در آن تاريکی بر روشنايی چيره می شود هر کس بد ما به خلق گويد ما سينه از او نمی خراشيم ما خوبی او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم