حــقــیــقــتــی هــمــیــشــه جـاویــد

....در این سال‌ها، خیانت و سر سپردگی سلاطین قاجار و همزمانی آن با دخالت‌های آشکار دولت انگلیس و روسیه تزاری در ایران دردناک‌ترین شرایط را پدید آورده بود و بخش‌هایی وسیع از خاک ایران طی قراردادهایی ننگین به بیگانگان واگذار شده بود؛ در این شرایط فتوای روحانی بزرگ آیت‌الله العظمی شیرازی در نهضت تنباکو و فریادهای اصلاح طلبانه سید جمال الدین اسدآبادی و قیام‌های علما در ایران و نجف علیه استعمار انگلیس، اقتدار روحانیت اسلام را آشکار ساخته بود. دولت بریتانیا که کانون خطر را شناخته بود موجی از روحانیت‌ستیزی و سیاست‌زدایی از دین را با انواع شیوه‌ها به راه انداخت.

و «روح‌الله» در این سال‌ها به مجاهدت و علم‌آموزی پرداخت و با هجرت به قم از محضر بزرگانی چون آقا میرزا محمدعلى ادیب تهرانى، آیت‌الله سید محمد تقـى خوانسارى، آیت‌الله سید على یثربى کاشانى و آیت‌الله العظمى حاج شیخ عبدالکریـم حایرى یزدى در حوزه علمیه قم بهره برد و تالیفات خود را در اختیار جامعه علمی گذاشت.

او طى سال‌هاى طولانى در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دوره فقه، اصـول، فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه، مسجـد اعظم، مسجـد محمـدیه، مـدرسه حـاج ملاصـادق، مسجد سلماسى و... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجـد شیخ اعظـم انصارى (ره) معارف اهل بـیت و فـقـه را در عالی‌ترین سطـوح تدریـس کرد و در نجف بـود که بـراى نخستین بار مبانـى نظرى حکـومت اسلامـى را در سلسله درس‌هاى ولایت فـقیه بازگـو کرد.

در سال 1340 و 41 که او به عنوان یکی از مـدرسان و مجتهدان صـاحب راى و برجسته شناخته می‌شد، در ماجراى انجمـن‌هاى ایالـتى و ولایـتى به عنوان رهبـریت قـیام و روحانیـت ایفاى نقش کرد و بدین ترتیب قیام سراسرى روحانیت و ملت ایران در 15 خرداد سال 1342 با دو ویژگى برجسته یعنى رهبرى واحد امام خمینی و اسلامی بـودن انگیزه‌ها و شعارها و هدف‌هاى قیام، سرآغازى شد بر فصل نوین مبارزات ملت ایران.

او که در تمام مدت مبارزاتش، مجاهدت در عرصه علمی را فراموش نکرد، به تالیف و نگارش کتب متعددی پرداخت و به عنوان مرجعیت شیعه شناخته شد. امام، مبارزاتش را با نصیحت کردن شخص شاه آغاز کرد: " آقا من به شما نصیحت می‌کنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‌کنم، دست بردار از این کارها، آقا اغفال می‌کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند... اگر دیکته می‌دهند دستت و می‌گویند بخوان، در اطرافش فکر کن... نصیحت مرا بشنو... ربط بین شاه و اسراییل چیست که سازمان امنیت می‌گوید از اسراییل حرف نزنید... مگر شاه اسراییلی است؟"

به دنبال این سخنرانی،‌ امام در 15 خرداد دستگیر شد که این موضوع اعتراضات مردمی را در پی داشت و امام خمینی (ره) رنج‌های فراوانی کشیدند و به مبارزه با استبداد ادامه دادند تا این که در سال 1343 ایشان را بازداشت و تحت‌الحفظ به آنکارا بردند که انتشار این خبر موجی از اعتراض‌های مردمی را به صورت تظاهرات در بازار تهران، تعطیلی طولانی مدت دروس حوزه‌ها و ارسال طومارها و نامه‌ها به سازمان‌های بین‌المللی و مراجع تقلید در پی داشت.امام (ره) پس از هجرت به پاریس در 14 مهر 57، حکومت اسلامی و هدف‌های آتی نهضت را برای جهانیان بازگو کردند و اوایل بهمن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت به کشور منتشر شد و با وجود مخالفت و تلاش رژیم گذشته، سرانجام امام خمینی (ره) بامداد 12 بهمن 1357 پس از 14 سال دوری از وطن وارد کشور شد. سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا مزار شهیدان انقلاب روانه شد تا سخنان تاریخی امام را بشنود. در همین نطق بود که امام خمینی فرمود: «من به پشتیبانی این ملت، دولت تعیین می کنم.» و این روحانی برجسته که فعالیت‌های خود را به حوزه‌ی سیاسی محدود نکرد و بیش از 80 اثر علمی و تالیف از خود برجای گذاشت، به پشتوانه ملت، نهضتی را رهبری کرد که بزرگ‌ترین تحول‌خواهی سیاسی کشورش محسوب می‌شود.

پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه صاحب‌نظران، زلزله‌ای ویرانگر برای جهان غرب بود که موجی از خیزش‌های رهایی‌بخش را در کشورهای اسلامی و جهان سوم به حرکت درآورد. انقلاب اسلامی ایران در زمانی که مناطق مختلف جهان بین دو قدرت شرق و غرب تقسیم شده بود با شعار «نه شرقی، نه غربی» به پیروزی رسید و برای نخستین بار در عصر حاضر، دین را به عنوان عاملی حرکت‌زا در پهنه مبارزات ملت‌ها مطرح کرد.

بسیاری از علما و اندیشمندان داخل و خارج کشور از شخصیت والا و رشدیافته امام (ره) به نیکی یاد می‌کنند از جمله، دکتر «فرانسیسکو اسکودرو بداته‏»، رییس فدراسیون جوامع اسلامى اسپانیا که درباره‌ی امام می‌گوید: چهره حیات بخش امام خمینى در جهان اسلام امرى غیرقابل اغماض است و ایشان یکى از بزرگ‌ترین شخصیت‌هاى قرن حاضر محسوب مى‏شوند.

«ریاج تاتارى‏» رییس جامعه مسلمانان اسپانیا، با تجلیل از شخصیت حضرت امام خمینى، از ایشان به عنوان عامل بیدارى مسلمانان در جهان اسلام یاد کرد.

«حسین افندى اسمائیچ‏» مفتى سارایوو می‌گوید: امام خمینى (ره) توانست‏با انقلاب اسلامى در ایران مسلمانان جهان را به اسلام و هویت اصلى شان بازگرداند.

«ردبیک قاژى نیسان باى اولى‏»، مفتى دینى قزاقستان با تجلیل از شخصیت والاى امام خمینى (ره) عنوان می‌کند: ایشان نه به ایران و دنیاى اسلام، بلکه به کلیه جهان تعلق داشت.

پروفسور «میخاییل لمشف‏»، دبیر فدارسیون روسیه می‌گوید: امام خمینى (ره) برخلاف رهبران سیاسى قرن حاضر که هر یک داراى استعدادى خاص در یکى از زمینه‏هاى اقتصادى، سیاسى، علمى، فرهنگى، دینى یا حقوقى بودند، توانایى سازماندهى امور در همه حوزه‏ها را داشت.

مفتى اعظم مسلمانان روسیه نیز معتقد است که اندیشه‏هاى امام خمینى بزرگ‌ترین تحول را در جهان اسلام به‌وجود آورد.

یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های حضرت امام خمینی، ساده زیستی ایشان بود. ایشان یکی از بهترین راهکارهای مبارزه با استکبار و ابرقدرت‌ها را «ساده زیستن» می‌دانستند به طوری که می‌فرمودند: «اگر بخواهید بی‌خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابر قدرتان و سلاح‌های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‌های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان بدر نکند، خود را به «ساده زیستن» عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمت‌های بزرگ برای ملت‌های خود کرده اند، اکثرا «ساده زیست» و بی‌علاقه به زخارف دنیا بوده‌اند... چرا که با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی‌توان ارزش‌های انسانی و اسلامی را حفظ کرد». (کتاب آئین انقلاب اسلامی گزیده ای از اندیشه و آرا امام خمینی « ره » ص 174)

یاران و نزدیکان امام خاطرات فراوانی را نقل کرده‌اند که حاکی از مشی و سیره ایشان است، از جمله آن‌که یکی از نزدیکان ایشان نقل می‌کند: «بیرونی منزل امام یعنی اطاقی که شب‌ها آقا تشریف می‌بردند آن‌جا، فرش‌هایش ناقص بود یعنی قسمتی از اطاق خالی بود من خدمت امام عرض کردم که اجازه بدهید که یک فرش برای این‌جا تهیه شود. فرمودند: «آن طرف هست» یعنی در اندرونی هست. عرض کردم: آن‌جا گلیم است، با اینجا جور در نمی‌آید. فرمودند: «مگر منزل صدر اعظم است؟» (روزنامه جمهوری اسلامی شماره 5292 76,6,23 ص 15)

مقام معظم رهبری در پیامی به مناسبت سالگرد ارتحال ایشان فرمودند: «افتخار نظام اسلامی آن است که امام عظیم الشانش تا پایان عمر در زی طلبگی زندگی کرد».(پایگاه اطلاع‌رسانی امام خمینی)

حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای بیان می‌کنند:« متانت و بردباری و حلم امام، به گونه‌ای بود که اگر صد نفر در مجلس سخنانی می‌گفتند که او آن‌ها را قبول نداشت، تا لازم نمی‌دانست حرفی نمی‌زد و سکوت می‌کرد؛ در صورتی که اگر در حضور آدم‌های معمولی کلمه‌ای گفته شود که برخلاف عقیده‌ی آنان باشد،‌ توفانی در روحشان به وجود می‌آید که سریعا پاسخ بدهند.»

 

امام خمینی(ره) فیلسوفی الهی، عارفی ربانی، فقیهی اصولی و مرجع تقلید مردم و در عین حال رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی در ایران بود. ایشان با مبانی فلسفه غرب آشنا و با مباحث فلسفه اسلامی در هر دوگرایش اشراقی و مشائی تسلط کامل داشت. بینش فلسفی امام تا حدودی متمایل به فلسفه شهودی و اشراقی نزدیک به سبک تلفیقی مرحوم ملاصدرا – البته با تفاوت‌ها و امتیازاتی – بود. عرفان امام خمینی، مبتنی بر آیات قرآنی، احادیث بزرگان دین و آموخته‌های عمل اولیای خدا و در چارچوب شرع مطهر اسلام بود؛

یکی از مهم‌ترین توجهات امام خمینی، شخصیت ومنزلت زن و دفاع او از حقوق زنان بود. ایشان می‌فرمود: «از{نظر} حقوق انسانی تفاوتی بین زن و مرد نیست زیرا که هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش را همچون مرد دارد.»

توصیه‌ها وجهت گیری مواضع اقتصادی امام خمینی عموما بر پایه اجرای عدالت و اولویت دادن به حقوق محرومان ومستضعفان جامعه بود. او خدمت به محرومان را بالاترین عبادت می‌نامید و آنان را ولی نعمت خود و جامعه می‌دانست.

امام (ره) با وجود سنگین‌بودن فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی‌اش، نسبت به نقش خود را در خانواده بی‌اهمیت نبود و توصیه‌هایی درباره‌ی تربیت فرزندان و نقش مهم مادر در این تربیت مطرح می‌کرد. سیره‌ی ایشان به نقل از یاران و نزدیکانش حکایت از شخصیت رشدیافته و چندی بعدی امام دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی غیوری در نقل خاطراتش می‌گوید: «امام(ره) به هر کسی در حد معمول خودش احترام می‌کردند. یادم هست روزی یکی از علمای بزرگوار به ایشان عرض کرد: "شما چرا نسبت به همه احترام نمی‌کنید و پیش پای همه بر نمی‌خیزید؟" فرمودند: من اگر بیشتر از همین عملی که انجام می دهم، انجام دهم، باید ریا کنم و خلاصه؛ من هرکسی را به اندازه شناختی که از او دارم، احترام می‌کنم.»

گاهی پیش می‌آمد که حتی در یک بحث فقهی، شاگردان با نظر ایشان مخالفت می‌کردند. ایشان در نظر خودشان تردیدی راه نمی‌دادند. به یاد دارم که یکی از افراد فاضل حاضر در درس ایشان، چیزی را بر خلاف مطلب امام(ره) گفت و پس از آن هم برگفته خود پافشاری و سماجت کرد. وقتی که متوجه شد امام(ره) جوابی نمی‌دهد و او هم نمی‌تواند که مطلب خود را اثبات کند، متوسل به قسم خوردن شد و گفت:"والله مطلب این است که می‌گویم." در اینجا امام هم چاره‌ای ندید جز این‌که در جواب او، ایشان هم به قسم متوسل شوند. از این رو فرمودند: "والله این طور نیست که شما می‌گویید".»

این ماجرا حکایت از اعتقاد کامل امام به همه پیشنهادها، نظرها و عقاید علمی خودشان می‌کند. با این‌که درس‌های حوزه به طور معمول یک ساعت به طول می‌کشید، ایشان با این‌که حداکثر استفاده را از وقت می‌کردند، بیشتر از یک ساعت درس می‌دادند. به ویژه در درس فقه ایشان؛ خیلی اتفاق می‌افتاد که درس از یک ساعت تجاوز می‌کرد. در حالی که برای بسیاری از طلاب، تصور این‌که درسی به یک ساعت و نیم هم بکشد، ممکن نبود.»

آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی در توصیفات خود از منزل امام در نجف و بیان ساده زیستی ایشان می‌آورد: «وقتی وارد بیرونی منزل امام شدم دیدم خانه‌ای است بسیار محقر و کوچک که مساحت حیاطش بیش از سیزده یا چهارده متر مربع نمی‌شد. در طبقه پایین خانه، چند اتاق و در طبقه بالا اتاق نسبتا بزرگی قرار داشت. این اتاق که معلوم بود سالیان سال رنگ‌آمیزی نشده است، وضع ناراحت کننده‌ای داشت. اگر چه باید بگویم که خانه‌ای اجاره‌ای بود و حضرت امام (ره) آن را کرایه کرده بودند. تصادفا مرحوم آقای اشراقی نیز آنجا بودند. من به ایشان عرض کردم: «ممکن است قسمتی از این خانه را رنگ‌آمیزی بکنید تا خانه از این صورت فعلی در بیاید؟»

ایشان گفتند: «من این موضوع را به امام(ره) پیشنهاد دادم. حتی خدمتشان عرض کردم که حاضرم از پول شخصی خودم که مربوط به بیت المال نباشد، خرج کنم اما حضرت امام موافقت نکردند و فرمودند: به همین سبک باشد. خانه‌ای است که مال صاحبش است. مربوط به غیر است و هیچ وجهی ندارد که ما حالا بیاییم و تعمیراتی درباره‌اش کرده و یا رنگ‌آمیزی بکنیم و یک صورتی بدهیم که تقریبا با زندگی روحانی منسب و موافقتی نداشته باشد.» سپس مرحوم اشراقی اضافه کردند: «با این‌که من چنین پیشنهادی را کردم که از مال شخص خودم و نه از بیت‌المال خرج کنم، ایشان برای حفظ هیات روحانیت؛ حاضر به انجام آن نشدند.»

فریده مصطفوی نیز در بیان خاطراتی از امام می‌گوید: «آنچه اصلا در منزل ما مطرح نبود، دختر و پسر بودن بچه‌ها بود. همه بچه‌ها برای امام عزیز بودند. ما هیچ وقت احساس نکردیم که حتی ایشان کدامیک از ما را بیشتر دوست داشتند و کدامیک را کمتر. رفتارشان با همه یکسان بود. البته ظاهرا نسبت به اولاد دختر اظهار محبت بیشتری می‌کردند. حضرت امام همیشه محبت و لطف خاصی نسبت به فرزندان دختر خود داشتند. این امر شاید به خاطر آن باشد که می‌دانستند

جامعه آن‌طور که شایسته است به طبقه بانوان توجه ندارد و ما همیشه مورد محبت ایشان بودیم.

با اندکی ...به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا-

باشد که رهرو و پیرو آن منیر ....باشیم

ارومیه

/ 0 نظر / 3 بازدید