زندگی مجموعه‌ای از لحظه‌هاست

تمرین دو: مراقبه کنید در زمان مسواک زدن فقط به مسواک زدنتون فکر کنین. سعی کنید از این کار لذت ببرید.

تمرین سه: مراقبه کنید؛ زمان خوردن غذا فقط به خوردن غذا فکر کنید. مجسم کنید با هر لقمه، انرژی موجود در غذا به همه سلول‌های بدنتون میرسه. از هر لقمه اون لذت ببرید.

نکته: غذایی که با مراقبه خورده میشه هرگز باعث چاقی‌های موضعی نمیشه. (در واقع وقتی ما غذا می‌خوریم در حالی که به صد چیز غیر از خوردن غذا فکر می کنیم، باعث انباشته شدن اون در جاهای نامناسب می‌شیم. بر عکسش هم صادقه. یعنی کسانی که هر چیزی که می‌خورن، چاق نمی‌شن، اگه روی غذا خوردن آگاهانه، مراقبه کنن، همه انرژی موجود در غذا رو دریافت می کنن. حتی می‌تونین مجسم کنین که دوست دارین غذا در چه قسمتی از بدن شما باعث چاقی بشه! وقتی دارین غذا می خورین توی دلتون با لقمه‌هاتون حرف بزنید! از لقمه نون و پنیر صبحتون بخواهید که همه نیروش رو به شما انتقال بده. (نخندین! جدی می گم! این یکی از مراقبه‌های هندوهاست!)

تمرین چهارم: این تمرین برای سیگاری‌هاست. اگه روی کشیدن هر سیگار مراقبه کنید، خیلی زودتر ارضا می شید و به تدریج تعداد سیگارهاتون کم و کمتر می شه.

به تدریج خودتون رو عادت بدید که هر کاری که دارین انجام می دین، فقط به اون فکر کنید و تصور کنید با این کار همه انرژی نهفته در اون کار رو دارین دریافت می کنین. خیلی سخته، اما شدنیه! شاید باورتون نشه اما به تدریج حتی از کارهایی که دوست نداشتید، به شدت لذت می‌برید. این قانون رو به یاد بسپرین: بر هر چیز که تمرکز کنیم، انرژی اون رو دریافت می‌کنیم.

یک حکایت:

خوب می‌خوام یه حکایت از یه گوروی (استاد بزرگ) هندی بگم که توی یه کتاب خوندم. اون با مریدانش دسته جمعی با هم، در جایی بیرون شهر، زندگی می‌کردند. همه مریدهای اون موظف بودند سالها پیش اون زندگی کنند و آموزش ببینند. یک روز یه نفر به اون استاد مراجعه می‌کنه و می گه شما چه طوری به این قدرت رسیدین که می تونین با نگاه دیگران رو شفا بدین؟ وقتی من مرید شما بشم، در طی این همه سال که باید پیش شما بمونم، چه تمرین‌هایی انجام میدیم؟ در طول روز چه کار می‌کنیم؟

استاد می گه: ما صبح ورزش می کنیم. بعد صبحانه می خوریم. بعد کار می‌کنیم تا ناهار. بعد ناهار می خوریم. کمی استراحت می کنیم، باز کار می کنیم و شب می‌خوابیم!

اون شاگرد عصبانی میشه و میگه امکان نداره! ما همه این کارها رو انجام می‌دیم اما قدرت شما رو نداریم. استاد می گه: هرگز شما مثل ما این کارها رو انجام نمیدید. شما صبحانه می‌خورید، کار می کنید، تفریح می کنید، در حالی که به چیز دیگه‌ای دارین فکر می کنین، اما ما وقتی صبحانه می خوریم فقط به خوردن اون فکر می کنیم! وقتی کار می‌کنیم فقط به اون کار فکر می کنیم. وقتی.....

بنابراین شما هیچ انرژی‌ای دریافت نمی کنید! اما ما همه انرژی‌های موجود در طبیعت رو دریافت می کنیم و با بخشیدن فقط مقداری از اون به بیمارها، باعث شفای اون‌ها میشیم!

تمرین آخر:

یک بار دیگه این مطلب رو بخون و تصمیم بگیر همه انرژی موجود در کلمات اون رو دریافت کنی. لبخند بر لب داشته باش. حالا آماده باش تا در لحظه ابدی اکنون، شاد و راضی باشی. از همین حالا شروع کن! چون امروز اولین روز از روزهای باقیمانده عمر توست!

/ 0 نظر / 8 بازدید