یک کلمه حرف حق


+ آتش در فراق آب

آتش همچنان می سوزد و می گرید در فراق آب

آب سوز حزین دور شدن همیشه از مادر است

می رود از منشا و اصل خود بی آنکه بخواهد

چون رفتن او تنها دلیل ماندنش است   وبی رفتن خواهد ماند.... مرداب شدن سرنوشت فنای اوست

مامن و امین و امانی ندارد در جوار.... چراکه بی دوست بودن پیشه اوست
 
جان می دهد در حال فنا به رویشی

شکوفاندن و حیات دوباره شیوه اوست

واما توصیف من درآوردی اینجانب در وصف مایه حیات (آب ) به مثابه شخصیتهای مختلف جامعه می تواند قلمداد وتشابه

شود

بنظرم خبرنگار و رسانه ایها و کسانی که قلم می فرسایند در چراغ آیینه ذهن نه دل

می تواند بارزترین مشابهت را با این توصیف داشته باشد البته بنظرم یک خبرنگار نه حرفه ای وآماطور چرا که حرفه ایها با

سیاست می تازند بر تارخ جملات و خبر و آماطور ها جراحی بدی دارند بر قلب تپنده یک خبر واین نیست رسم امین بودن

در قبال روح مقدس یک خبر و از باب رسالت ونه تکلیف یک قلم بدست وشاید هستند کسانی که قلم را می سوهانند

بخاطر یک کلمه حرف حق با وجود اینکه هستند آماطور و یا حرفه ای


تقدیم به همه جان در رکابان عرصه توسعه از قاب عینک قلم  خبرنگاران سر  دار   و ...در خاک پاک ایران علی الخصوص ارومیه واستان

نویسنده : امین ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/۱٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک