یک کلمه حرف حق


+ شور سرخ عشق

« با نام خدای حسین »

عاشقان عشق در کربلا تلاوت می شود و زینب با باران چشمانش امین وجودش را از تشنگی سیراب می نماید!
و هنوز خورشید می تابد و هنوز خارها دلشان تنگ است!
هفت روز گذشت.....بدون حسین ، بدون عباس، بدون اکبر......حتی بدون جعفر ، بدون عون، بدون حبیب........
هفت روز گذشت
و تنها زینب بود!صدای علی از شام می آید ، علی؟؟؟نه! صبر کن! این صدای زینب است.
زینب......... یک کاروان خاطره با خود آورده است
یک کاروان حقیقت آورده است
یک کاروان عشق آورده است .
بنگر! زینب یک کاروان اسیر آورده است!!
اسیر؟؟؟اسیران عشق و آزادگان دنیا .....
زینب از حسین بن علی خبر آورده است!
ما رایت الا جمیلازینب تو چه دیده ای که اینگونه تو را به شور آورده است؟
زینب تو چه دیده ای که جز زیبایی نیست؟
زینب چرا گریبان خویش دریده ای؟
و زینب سکوت میکند.............و ناگاه در بهت همه ی چشمها فقط میگوید 
من قتلگاه دیده ام !آری! او مسلخ برادر خویش دیده است
او آخرین نگاه حسین بن علی را دیده است ،
نگاهی که نشان خدا بود !
زینب........
فریاد مستانه ات شورعشق بود و  ندای هو الحق !
زینب.......
تو از کدام قرن تاریخ آمده ای که
صدای نفس هایت این چنین نزدیک است؟
زینب.......
تو از کدام فرات سیراب گشتی که نگاهت اینگونه دریایی ست؟
زینب.......تو معنای کربلایی زینب.......
به راستی که چادر خاکی ات تفسیر کوثر است!
زینب..........

نویسنده : امین ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک