یک کلمه حرف حق


+ عید بازگشتی مبارک

عید نوروز و آداب آن در فرهنگ ایرانی و اسلامی

عید در لغت، به معنای «عود» و بازگشت است و در فرهنگ اسلامی، به معنای بازگشت به معبود است؛ یعنی انسان به سوی خالق خود بازگردد و به پاداش الهی دست یابد و این، عید اوست. امام علی علیه السلام می فرماید: «هر روزی که در آن نافرمانی خدا نشود، عید است».

جشن نوروز، از واژه اوستایی «یس یسنه» به یادگار مانده و به معنای عید و ستایش و نیایش است. همه عیدهای ایرانیان باستان، دینی و با نیایش و دعا همراه بوده است. این جشن، به مدت 10 روز بود و مردم در آن به عبادت و به جای آوردن اعمال عید مشغول بودند. می گویند جمشید، پادشاه ایرانی، زمانی که بر تخت نشست، خاصان را طلبید و رسم های نیکو گذاشت و گفت: «خدای متعال شما را خلق کرده است. باید که به آب های پاکیزه تن را بشویید و غسل کنید و هر سال در این روز به همین دستور عمل کنید».

در روایت های ائمه معصومین علیهم السلام به برخی آداب عید نوروز نیز اشاره شده است. از جمله این آداب، صله رحم، دعا کردن و پاکیزه بودن است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «چون نوروز فرارسد، غسل کن؛ پاکیزه ترین لباس خویش را به تن کن؛ به بهترین بوی خوش خودرا معطر کن و در آن روز، روزه بدار».

پیشوایان معصوم علیهم السلام همواره سفارش می کردند که همراه با تحول طبیعت، به دگرگونی اخلاقی خویش نیز همت گماریم.

نوروز از دیدگاه ائمه اطهار علیهم السلام

پیشوایان معصوم علیهم السلام هر سنتی را که بر پایه آیین های شرک آمیز و بت پرستی و ارزش های غیرالهی نباشد و بینش توحیدی را تقویت کند، تأیید می کردند. امام صادق علیه السلام به مُعَلَّی بن خُنَیْس درباره اهمیت نوروز می فرماید:

ای مُعَلّی، نورز، روزی است که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که تنها او را بپرستند و شرک نورزند و به پیامبران و امامان و حجت هایشان ایمان بیاورند. این روز، روزی است که بادهای بارور کننده بر درختان وزید و گل ها و شکوفه های زمین آفریده شد. این روز، روزی است که کشتی نوح پس از توفان، بر کوه جودی نشست. این روز، روزی است که جبرئیل بر پیامبر نازل شد. روزی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را بر دوش خود سوار کرد تا همچون ابراهیم علیه السلام بت های عرب را درهم بکوبد و به زیر افکند. در این روز، علی علیه السلام بر اهل نهروان پیروز شد. در این روز، قائم(عج) ما و صاحب امر ما ظهور می کند و هیچ نوروزی نمی رسد، مگر اینکه ما در آن منتظر فرج هستیم.

بهار و نوروز در شعر پارسی

سعدی درباره بهار چنین می سراید:

چون است حال بُستان ای باد نوبهاری کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری
ای گنج نوش دارو، بر خستگان نگه کن مرهم به دست و ما را مجروح می گذاری؟
هر ساعت از لطافت، رویت عرق برآرد چون بر شکوفه و گل، باران نوبهاری

صابر ترمذی، شاعر قرن ششم هجری و معاصر خاقانی و انوری و سنایی نیز چه خوش سروده است:

با حسن باغ و فرّ بهار و جمال گل نیکوست حال ما، که نکوباد حال گل
پر نقش آذری شد و پر صورت پری باغ از بهار خرم و چشم از جمال گل

فخرالدین عراقی، عارف مشهور قرن هفتم، از زودگذری بهار سخن می گوید و اینکه باید این موسم را بسیار غنیمت شمرد:

بیا بیا که نسیم بهار می گذرد بیا که گل ز رُخَت شرمسار می گذرد
بیا که وقت بهار است و موسم شادی مدار منتظرم، وقت کار می گذرد
ز راه لطف، به صحرا خرام یک نفسی که عیش تازه کنم، چون بهار می گذرد

خیام، فیلسوف و ریاضی دان نام آشنای قرن ششم و ترانه سرا و رباعی

نویسنده : امین ; ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک