یک کلمه حرف حق


+ بازهم شب یلدا و مهربانی‌ها و سادگی‌ها

بازهم شب یلدا... بازهم دور هم جمع شدن‌ها... یادش به خیر شب یلدا... کوچه‌ای زیبا با خانه‌هایی یکسان و درختی کاج کنار خانه... خاله‌ها و دایی‌ها و نوه‌ها... پاییزی سرد که در کنارهم هیچ احساس سرما نداشتیم، خنده و شادی و بازی بچه‌ها...

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آمده است: سماوری نفتی در اتاق و بوی نفت پیچیده شده در تمام خانه... انگار این بو در تمام آجرهای خانه پیچیده بود...

پدربزرگ استکانی مخصوص داشت و همیشه به این فکر بودم که یک بار هم شده در آن استکان چای بنوشم...

پدربزرگ هندوانه به دست وارد خانه می‌شود و همه به این فکر که آیا این هندوانه قرمز است یا نه ؟ وصدای خنده...

بچه‌ها در کوچه در حال بازی و پدربزرگ همیشه نگران...

آتشی و لذت دور هم جمع شدن کنار آتش... شیطنت بچه‌ها و نگاه نگران مادرها... دیگر آن شب کسی به بچه‌ها نمی‌گفت: بس است دیگر، چقدر سر و صدا و بازی! آن شب همه بچه‌ها برای بازی و سر و صدا آزاد بودند...تا نزدیکی‌های صبح بیدار بودند و همه چی به خوبی و خوشی...

یاد باد، آن خوشی‌ها یاد باد... کودکی‌ها،سادگی‌ها و فراموش شده‌ها یاد باد... صمیمیت‌ها...یاد باد...

پس یادمان باشد همه این "شب یلدا"‌ها برای این است که قدر مهربانی‌ها و سادگی‌ها را بدانیم.

نویسنده : امین ; ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک