یک کلمه حرف حق


+ تنها

نميدانم  کجايی  ولی  حس غريبت را هميشه می چشم  يا بهتر بگويم شايد نمی خواهم چشمان غبار آلودم رخساره نورانی ات را که انسان توان ديدنش را ندارد تخديش نمايد لکن به خودت قسم می   رستمت

 

تنها ماندم از بس بی تو ماندم  نمی دانم کی می جو يمت شايد راسخ بودن را از ياد برده ام

ولی بدان با زمين و زمان در ی تو هستم  شايد خودت يا نشانه ات را يافتم و از او با تو بودن را آموختم

ولی بدان تو  تنها معوای من هستی ........................................................... 

نویسنده : امین ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٧/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک