+ شکهایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
فرقی نمیکند که گودال کوچک آبی باشی، یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست.
پرسیدم...، چطور، بهتر زندگی کنم؟ با کمی مکث جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر، با اعتماد، زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشهای انداز. شکهایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی.

پرسیدم، آخر... و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود، ادامه داد: مهم این نیست که قشنگ باشی...، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر. کوچک باش و عاشق... که عشق، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ... بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی. موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن.
داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد و ادامه داد: هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار می شود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچرد، آهو می داند که باید از شیر سریعتر بدود، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد، شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا می گردد، که می داند باید از آهو سریعتر بدود، تا گرسنه نماند. مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو...، مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی.
به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی می خواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به...، که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد: زلال باش...، زلال باش...، فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی، یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست
...
ادامه مطلب
+ زندگی زیباست اگر بفهمیم.............
زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گلهای سرخ دنیا متنفر باشیم، فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گلسرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم، فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر عزیزی را برای همیشه ترک کنیم، فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد و حرکت اشتباهی انجام داد.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر درس و مشق را رها کنیم و به سراغ کتاب نرویم، فقط چون در یک آزمون نمره خوبی به دست نیاوردیم و نتوانستیم یک سال قبول شویم.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر دست از تلاش و کوشش برداریم، فقط به این دلیل که یک بار در زندگی سماجت و پیگیری ما بینتیجه ماند.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه دستهایی را که برای دوستی به سمت ما دراز میشوند پس بزنیم، فقط به این دلیل که یک روز، یک دوست غافل به ما خیانت کرد و از اعتماد ما سوءاستفاده کرد.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه شانسها و فرصتهای طلایی همین الان را نادیده بگیریم، فقط به این خاطر که در یک یا چند تا از فرصتها موفق نبودهایم.
فراموش نکنیم که بسیاری اوقات در زندگی وقتی به در بستهای میرسیم و یکصد کلید در دستمان است، هرگز نباید انتظار داشته باشیم که کلید در بسته همان کلید اول باشد.
شاید مجبور باشیم صبر کنیم و همه صد کلید را امتحان کنیم تا یکی از آنها در را باز کند.
گاهی اوقات کلید صدم کلیدی است که در را باز میکند و شرط رسیدن به این کلید امتحان کردن نود و نه کلید دیگر است.
یادمان باشد که زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر کلید صدم را امتحان نکنیم، فقط به این خاطر که نود و نه کلید قبلی جواب ندادند.
از روی همین زمین خوردنها و دوباره بلند شدنهاست که معنای زندگی فهمیده میشود و ما با تواناییها و قدرتهای درون خود بیشتر آشنا میشویم.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم…
خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا
+ عید بازگشتی مبارک
عید نوروز و آداب آن در فرهنگ ایرانی و اسلامی
عید در لغت، به معنای «عود» و بازگشت است و در فرهنگ اسلامی، به معنای بازگشت به معبود است؛ یعنی انسان به سوی خالق خود بازگردد و به پاداش الهی دست یابد و این، عید اوست. امام علی علیه السلام می فرماید: «هر روزی که در آن نافرمانی خدا نشود، عید است».
![]()
جشن نوروز، از واژه اوستایی «یس یسنه» به یادگار مانده و به معنای عید و ستایش و نیایش است. همه عیدهای ایرانیان باستان، دینی و با نیایش و دعا همراه بوده است. این جشن، به مدت 10 روز بود و مردم در آن به عبادت و به جای آوردن اعمال عید مشغول بودند. می گویند جمشید، پادشاه ایرانی، زمانی که بر تخت نشست، خاصان را طلبید و رسم های نیکو گذاشت و گفت: «خدای متعال شما را خلق کرده است. باید که به آب های پاکیزه تن را بشویید و غسل کنید و هر سال در این روز به همین دستور عمل کنید».
در روایت های ائمه معصومین علیهم السلام به برخی آداب عید نوروز نیز اشاره شده است. از جمله این آداب، صله رحم، دعا کردن و پاکیزه بودن است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «چون نوروز فرارسد، غسل کن؛ پاکیزه ترین لباس خویش را به تن کن؛ به بهترین بوی خوش خودرا معطر کن و در آن روز، روزه بدار».
پیشوایان معصوم علیهم السلام همواره سفارش می کردند که همراه با تحول طبیعت، به دگرگونی اخلاقی خویش نیز همت گماریم.
نوروز از دیدگاه ائمه اطهار علیهم السلام
پیشوایان معصوم علیهم السلام هر سنتی را که بر پایه آیین های شرک آمیز و بت پرستی و ارزش های غیرالهی نباشد و بینش توحیدی را تقویت کند، تأیید می کردند. امام صادق علیه السلام به مُعَلَّی بن خُنَیْس درباره اهمیت نوروز می فرماید:
ای مُعَلّی، نورز، روزی است که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که تنها او را بپرستند و شرک نورزند و به پیامبران و امامان و حجت هایشان ایمان بیاورند. این روز، روزی است که بادهای بارور کننده بر درختان وزید و گل ها و شکوفه های زمین آفریده شد. این روز، روزی است که کشتی نوح پس از توفان، بر کوه جودی نشست. این روز، روزی است که جبرئیل بر پیامبر نازل شد. روزی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را بر دوش خود سوار کرد تا همچون ابراهیم علیه السلام بت های عرب را درهم بکوبد و به زیر افکند. در این روز، علی علیه السلام بر اهل نهروان پیروز شد. در این روز، قائم(عج) ما و صاحب امر ما ظهور می کند و هیچ نوروزی نمی رسد، مگر اینکه ما در آن منتظر فرج هستیم.
بهار و نوروز در شعر پارسی
سعدی درباره بهار چنین می سراید:
| چون است حال بُستان ای باد نوبهاری | کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری |
| ای گنج نوش دارو، بر خستگان نگه کن | مرهم به دست و ما را مجروح می گذاری؟ |
| هر ساعت از لطافت، رویت عرق برآرد | چون بر شکوفه و گل، باران نوبهاری |
صابر ترمذی، شاعر قرن ششم هجری و معاصر خاقانی و انوری و سنایی نیز چه خوش سروده است:
| با حسن باغ و فرّ بهار و جمال گل | نیکوست حال ما، که نکوباد حال گل |
| پر نقش آذری شد و پر صورت پری | باغ از بهار خرم و چشم از جمال گل |
فخرالدین عراقی، عارف مشهور قرن هفتم، از زودگذری بهار سخن می گوید و اینکه باید این موسم را بسیار غنیمت شمرد:
| بیا بیا که نسیم بهار می گذرد | بیا که گل ز رُخَت شرمسار می گذرد |
| بیا که وقت بهار است و موسم شادی | مدار منتظرم، وقت کار می گذرد |
| ز راه لطف، به صحرا خرام یک نفسی | که عیش تازه کنم، چون بهار می گذرد |
خیام، فیلسوف و ریاضی دان نام آشنای قرن ششم و ترانه سرا و رباعی
+ نشست علمی «تحلیل و ارزیابی ظرفیتها و مسئولیتهای حقوقی جامعه بینالملل
نشست علمی «تحلیل و ارزیابی ظرفیتها و مسئولیتهای حقوقی جامعه بینالملل در قبال اقدامات غیرانسانی سطح داخلی کشورها، با تاکید بر وقایع غیر انسانی اخیر در لیبی» روز یکشنبه با حضور جمعی از اساتید حقوق بینالملل کشور در کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این نشست علمی، دکتر ابراهیم بیگزاده عضو هیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، دکتر هرمیداس باوند استاد حقوق بینالملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، دکتر محسن عبداللهی عضو هیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، دکتر کامران هاشمی مسئول دبیرخانه تنوع فرهنگی و حقوق بشر جنبش عدم تعهد، دکتر میرعباسی عضو هیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران و دکتر علی خرم نماینده اسبق ایران نزد دفتر سازمان ملل در ژنو دیدگاههای خود را در خصوص پرسشهای نشست مطرح کردند.
مبانی حقوقی مسئولیت جامعه بینالملل برای اتخاذ واکنش در قبال اقدامات غیرانسانی یک دولت در سطح داخلی کشور خود، تحلیل و ارزیابی واکنشهایی که تاکنون در سازمان ملل در قالب اتخاذ قطعنامه شورای امنیت یا شورای حقوق بشر یا مجمع عمومی یا فعالیتهایی که توسط دبیرکل ملل نمود داشته است، تحلیل و ارزیابی واکنشهای حقوقی دیگر سازمانهای بینالمللی از جمله اینترپل، اتحادیه عرب، اتحادیه آفریقا و سازمان کنفرانس اسلامی یا واکنشهایی که در سطح تصمیمات یکجانبه دولتها در قبال وقایع لیبی اتخاذ شده و در نهایت چشمانداز آینده از جمله محورهای مورد بحث و بررسی در این نشست بود.
در این نشست تاکید شد که سیر تحولات بینالمللی برای اهتمام بیشتر نسبت به رعایت موازین حقوق بشر وارد مرحله جدیدی شده است و در آینده آثار حقوقی بیشتری را شاهد خواهیم بود.
+ بازهم شب یلدا و مهربانیها و سادگیها
بازهم شب یلدا... بازهم دور هم جمع شدنها... یادش به خیر شب یلدا... کوچهای زیبا با خانههایی یکسان و درختی کاج کنار خانه... خالهها و داییها و نوهها... پاییزی سرد که در کنارهم هیچ احساس سرما نداشتیم، خنده و شادی و بازی بچهها...

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آمده است: سماوری نفتی در اتاق و بوی نفت پیچیده شده در تمام خانه... انگار این بو در تمام آجرهای خانه پیچیده بود...
پدربزرگ استکانی مخصوص داشت و همیشه به این فکر بودم که یک بار هم شده در آن استکان چای بنوشم...
پدربزرگ هندوانه به دست وارد خانه میشود و همه به این فکر که آیا این هندوانه قرمز است یا نه ؟ وصدای خنده...
بچهها در کوچه در حال بازی و پدربزرگ همیشه نگران...
آتشی و لذت دور هم جمع شدن کنار آتش... شیطنت بچهها و نگاه نگران مادرها... دیگر آن شب کسی به بچهها نمیگفت: بس است دیگر، چقدر سر و صدا و بازی! آن شب همه بچهها برای بازی و سر و صدا آزاد بودند...تا نزدیکیهای صبح بیدار بودند و همه چی به خوبی و خوشی...
یاد باد، آن خوشیها یاد باد... کودکیها،سادگیها و فراموش شدهها یاد باد... صمیمیتها...یاد باد...
پس یادمان باشد همه این "شب یلدا"ها برای این است که قدر مهربانیها و سادگیها را بدانیم.
+ اصول مذاکره با افراد عصبانی
وقتی فردی حرف ناراحتکنندهای به شما میزند، قبل از پاسخ دادن به او، ابتدا فکر کنید. سعی کنید به صورت آگاهانه سرعت حرف زدنتان را کم کنید که پاسخی که میدهید، پاسخی عصبانی و ناراحتکننده نباشد.

به گزارش ایسنا درباره اصول مذاکره با افراد عصبانی چنین آمده است: ابتدا سراغ احساسات فرد عصبانی بروید؛ احساسات و مشکلات فرد عصبانی باید قبل از هر اقدام دیگری مورد توجه قرار بگیرند تا فرد عصبانی بتواند به صورت سازنده رفتار کند.
هرچه فرد عصبانیتر باشد، توجه کردن به احساسات او و شنیدن حرفهایش اهمیت بیشتری مییابد. حل کردن مشکلات با افراد عصبانی معمولا چیزی جز اتلاف وقت نیست. مگر در صورتی که ابتدا به حرفهای فرد عصبانی گوش داده شود و او آماده برقراری ارتباط باشد.
از همان ابتدا شروع به خنثی کردن بمب کنید
افراد عصبانی حتی قبل از اینکه دهانشان را باز کنند و به فرد مقابل حمله کنند، عصبانیتشان را از طریق چهرهشان به نمایش میگذارند. یکی از راههای خنثی کردن بمب عصبانیت این افراد این است که قبل از انفجار عصبانیت آنها شما دست پیش را بگیرید و صحبت را آغاز کنید.
سعی کنید مدعی باشید، نه غیرفعال یا مهاجم
شما حق دارید زمانی که فردی از خط قرمز خودش در مقابل شما عبور کرده است، پاسخ او را بدهید. حتی در این موارد اگر شما پاسخ مناسب را ندهید، افراد زورگو ممکن است فکر کنند که شما در مقابل آنها کم آوردهاید و به آنگونه رفتار در مقابل شما ادامه دهند. البته حواستان باشد که شما هم در مقابل عصبانی نشوید و تنها سعی در حل کردن مشکل طرف مقابل داشته باشید.
جمله کلیدی: «این کار روی من تاثیر ندارد» .....
...
ادامه مطلب
+ کلمات قدرت شفا، ویرانی و تغییر دنیای شما را دارند
باور کنید که کلمات واقعاً قدرت دارند...
گفتگوی مثبت با خود رمز مقابله با الفاظ منفی درمورد خودتان است.
، کاملاً ثابت شده که کلمات هم قدرت دارند و همه ما از تاثیر کلمات منفی بر افکار و اعمالمان آگاه هستیم اما همین الفاظ و کلمات منفی میتوانند بر سلامت ما هم تاثیر بد بگذارند مگر اینکه شروع کنیم وقتی میخواهیم در مورد خودمان حرف بزنیم از الفاظ و کلمات مثبت استفاده کنیم.

این کلمات منفی میتوانند کاملاً وضعیت سلامتی، زندگی و دیدگاه شما را تغییر دهند. کافی است احساساتتان و این قدرت منفی با آن کلمات منفی ادغام شوند تا ببینید که چه فاجعهای به بار میآورند! بله میتوانند کاملاً سلامتی شما را به خطر بیندازند.
آشیل، نمایشنامه نویس یونان باستان، نوشته است، "کلمات پزشک ذهن بیمار هستند."
من هر روز سعی میکنم با بیمارانم درمورد تاثیر کلام مثبت بر وضعیت سلامتی و زندگیشان صحبت کنم. آیا تابه حال توجه کردهاید که کلمات چطور میتوانند بر زندگی شما تاثیر بگذارند؟ کلماتی که بر زبان میآورید یا میشنوید چه معنا و مفهومی برایتان دارند؟ و از اینها مهمتر، کلماتی که درمورد خودتان استفاده میکنید چه تاثیری بر شما دارند؟
نقل قولهای معروف
کلمات قدرت شفا، ویرانی و تغییر دنیای شما را دارند. جملات معروف زیر را خوب بخوانید و ببینید چطور این جملات توانستند دنیا را عوض کنند.
"من یک رویا دارم.."
"حقیقت این بر ما آشکار است: همه انسان ها یکسان خلق شدهاند."
"چهار قرن و هفت سال پیش، پدران ما ملتی را به وجود آوردند که آبستن آزادی بود و بر این اصل تکیه می کرد که همه انسانها برابر خلق شدهاند."
"تنها چیزی که باید از آن ترسید، خودِ ترس است."
...
ادامه مطلب
+ آدمهای بزرگ ...
آدمهای بزرگ عظمت دیگران را میبینند؛ آدمهای متوسط به دنبال عظمت خود هستند و آدمهای کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران میبینند.

آدمهای بزرگ درباره ایدهها سخن میگویند؛ آدمهای متوسط درباره چیزها سخن میگویند و آدمهای کوچک پشت سر دیگران سخن میگویند.
آدمهای بزرگ درد دیگران را دارند؛ آدمهای متوسط درد خودشان را دارند و آدمهای کوچک بیدردند.
آدمهای بزرگ عظمت دیگران را میبینند؛ آدمهای متوسط به دنبال عظمت خود هستند و آدمهای کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران میبینند.
آدمهای بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند؛ آدمهای متوسط به دنبال کسب دانش هستند و آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند.
آدمهای بزرگ به دنبال طرح پرسشهای بیپاسخ هستند؛ آدمهای متوسط پرسشهایی میپرسند که پاسخ دارد و آدمهای کوچک میپندارند پاسخ همه پرسشها را میدانند.
آدمهای بزرگ به دنبال خلق مساله هستند؛ آدمهای متوسط به دنبال حل مساله هستند و آدمهای کوچک مساله ندارند.
آدمهای بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمیگزینند؛ آدمهای متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح میدهند و آدمهای کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود میگیرند.
خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،
+ هر آنچه که ما آن را باور داشته باشیم، به حقیقت میپیوندد
باورها و اعتقادات انسان قابل تغییرند؛
اگرچه تغییر دادن باورها کار سادهای نیست اما انجامپذیر است.
باورها و اعتقادات ما مشخصکننده میزان بهرهمندیمان از تواناییها هستند.
اگر حیوانی را در آب بیندازید بالاخره راه خود را پیدا میکند و خودش را نجات میدهد ولی اگر یک انسان را که شنا بلد نیست در استخری بیندازید چه اتفاقی برای او میافتد؟ پاسخ میدهید که غرق میشود. چرا چنین است؟ چرا یک حیوان میتواند خودش را نجات دهد ولی یک انسان غرق میشود؟ چون انسان بر این باور است که غرق خواهد شد ولی آن حیوان هیچگونه باوری ندارد و بنابر غریزه خود شنا میکند.

شاید عجیب باشد ولی هرگاه ما به وقوع چیزی اعتقاد داشته باشیم، آن مساله اتفاق میافتد. باورهای ما، انتخابهایمان را مشخص کرده و جهانی را که در آن زندگی میکنیم شکل میدهد.
هر آنچه که ما آن را باور داشته باشیم، به حقیقت میپیوندد زیرا ما انسانها براساس اعتقادات و باورهایمان عمل میکنیم. این خود ما هستیم که ارزشهای خودمان را مشخص میکنیم و چارچوبهای زندگیمان را تعریف میکنیم.
دانش ما نیز از باورها و اعتقاداتمان نشأت گرفته است؛ ما از طریق فیلتری که براساس باورها و اعتقاداتمان استوار است، در جهان میآموزیم و یاد میگیریم. اکثر ما هرگاه چیزی با اعتقاداتمان سازگار باشد، آن را راحتتر میپذیریم و بر اساس آن عمل میکنیم و واقعیتها و حقایق جدید را که بر اساس اعتقاداتمان نبوده و باورهایمان را زیر سؤال میبرند، رد میکنیم.
شاید هیچ نیرویی قدرتمندتر از نیروی ایمان و اعتقاد شخص وجود نداشته باشد. این نیرو هم خلاق است و هم ویرانکننده.
باورها و اعتقادات ما مشخصکننده میزان بهرهمندیمان از تواناییها هستند. مثلاً چقدر باور دارید که دارای ذهن خلاق هستید؟ کدام استعدادها را در خود باور ندارید؟ آیا بر این باورید که زندگی پر از مشکلات مختلف است و شما قادر به حل آنها نیستید؟ اعتقاد و باور شما در مورد انسان و زندگی ظاهری چیست؟ آیا به تواناییهای باطنی اعتقاد دارید؟
و زندگی برای تو همانی است که آن را می بینی. پس اگر نگاه تو دگرگون شود و چشم تو دیگر گونی بیند زندگی تو دگر گون خواهد شد...
خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،
+ آنهایی که مرگ را باور کرده اند/ گزارش از غسالخانه /پشت صحنه ایستگاه آخرت و آینه
سلامی به تمامی دوستان که به بنده محبت داشته اند وعذرخواهی بدلیل وقفه ای که بعد از این سفر برایم پیش آمد از جمله برکاتی که خداوند به زندگی ما بعد از این سفر ....................اعطا کرداز دلایل بروز نکردن بلاگم بوداولین مطلب را خواستم با ایسن موضوع شروع کنم...
برای غسالان فرق نمی کند فقیر هستی یا غنی، پیر هستی یا جوان. همه را رو
ی یک سنگ می گذارند. آب را بر روی تن مرده باز می کنند تا آخرین وداعش
باشد. مهیای سفرش می کنند، اینجا اجساد بی روحند و زندگی یعنی تنی سرد
بر سنگ شیبدار غسالخانه
با صدای "بسم الله الرحمن الرحیم" کاور باز می شود و صدای صلوات و ذکر مبارک یا زهرا (س) ، یا ابوالفضل از سویی و ضجه و شیون از سوی دیگر مهمان گوشهایم می شود. دیدگانم بر روی سنگ سرد و سخت قفل شده تا باور کنم اینجا ایستگاه آخر است و آئینه عبرت . غسالخانه بهشت زهرا... بوی تند کافور ریه ام را پر می کند و اشکم بی اختیار سرازیر می شود. چشمانم به روی دستهایی که آرام بر روی بدن مرده حرکت می کنند خیره مانده و آرامش آنها حیرتم را افزوده! آنقدر آرامند که انگاری عزیزی را به حمام برده اند. لبخند نمی زنند و چهره هایشان عزادار است.
روپوش سبز رنگ، دستکشها و چکمه های مشکی به تن دارند و صورتهایشان با ماسک سفیدی پوشیده شده، اینجا نه از شامپوهای خارجی با مارکهای مختلف خبری هست نه از عطرهای گرانقیمت. برای آنها فرق نمی کند فقیر هستی یا غنی، پیر هستی یا جوان. همه را روی یک سنگ می گذارند و تبعیضی هم برای کسی قائل نمی شوند. آب را بر روی تن مرده باز می کنند تا آخرین وداعش باشد. مهیای سفرش می کنند، قطرههای آب به چشمانشان میپاشد اما خم به ابرو نمی آورند. اینجا اجساد بی روحند و زندگی یعنی تنی سرد بر سنگ شیب دار غسالخانه.
به کنارش می روم و از بالای ماسک چهره با صفای روستایی اش را می بینم، نگاهم نمی کند و به سمت باز کردن کاور می رود: "می ترسی!؟" سئوالش را با لرزشی در صدایم پاسخ می دهم : نه! اما لرزش دستها دروغم را برملا ساخت. پنجاه و چند ساله به نظر می رسد، آرامشی که در صورتش نهفته است آرامم می کند و صدایش "سکوت مرگبار" فضا را می شکند، اینجا حس مسلم سردی و سکوت است.
سئوالاتم را فراموش کردم، در حال جدا کردن اشیای قیمتی از متوفی است، می گوید: " شما هم آمدی بپرسی ما قسی القلب هستیم؟ یا این که غذا می خوریم؟ والا خانم خبرنگار ما هم آدمیم."
سردی کش آمده بر روی لبم را جمع می کنم، ادامه می دهد: " خیلی ها آمدند و این سئوالات را پرسیدند و رفتند. بعد هم نوشتند و در مسابقات برنده شدند. سراغی هم از ما نگرفتند اما اشکالی نداره شما هم بپرس."
از معصومه می خواهم بدون سئوال برایم حرف بزند، شاید این بهترین تصمیم بود تا دلش را نشکنم. باز با صدای آرام در حالی که شلنگ شستشو را به دست داشت گفت:" این طوری بهتر شد! کلی حرف دارم بهت بگم. می دونی دخترم، مرگ خیلی قشنگه دخترم. هر روز صبح از نزدیک لمسش می کنم و این باعث می شه که دیگه فکر دروغ گفتن و خود بزرگی بینی رو فراموش کنم. دیگه دلم نمی خواد پای حرفهای خاله زنکی دیگران بشینم. محیط اینجا آدمو بی قید دنیا می کنه. به نظرم دنیا ارزش نداره و آدم حالت مسافر را داره. اصلا می خوام اصل مطلبو بگم؛ به دنیا وابسته نیستم و هر لحظه مرگ را حس می کنم.
بقیه در ادامه مطلب.........
...
ادامه مطلب
+ رنگ و بوی حج
مناسک حج و حضور در مواقف و میقاتهاى آن، هر یک نمونهاى است از حشر و نشر در قیامت است....
با سلام خدمت همه دوستان و کسب حلالیت از همه ...مختصر ومفید می گویم
در خرداد ماه به سفر پر برکت مشهد در طی یک مراسم اداری رفته بودیم که طی تماس تلفنی اعلام شد به منتخبین جشنواره حضرت علی اکبر (که به معرفی ٣٠ نفر جوان نخبه وبرتر هر استان با همکاری شبکه ٣ وسازمان جوانان بود) از طرف دفتر مقام معظم رهبری یک سفر حج در طی یکی دو ماه آینده هدیه شده و خود بخوانید حالت هر کسی را که بشنود این نوای آنهم در این ایام جوانی وپر خطایی و ..............
پس ضمن خداحافظی از همه دوستان و خوانندگان محترم تا ...٣٠ مرداد و یا شاید ...
در اینجا نیز خالی از لطف نیست تا چند نکته ای از این سفر آسمانی برایتان بیاورم بعنوان آخرین نوشته ... بعد از آن ضمن کسب حلالیت از همه دوستان ....
خدا نگهدار همه ...

«محمد بن سنان» گوید: «از امام على بن موسىالرضا (علیه السلام) طى نامهاى مسائلى را پرسیدم که امام آن را پاسخ دادند. از جمله درباره حج چنین نوشتند:
«فلسفه حج ورود در میهمانى خداى بزرگ و طلب رحمت افزونتر و خروج از معاصى و گناهان و توبه از گذشته اعمال و انتخاب راه و روش صحیح براى آینده است. و نیز در سفر حج، اموال خرج مىشود، بدنها به رنج مىافتد و لذات و شهوات نفسانى مهار مىگردند و بدینسان حجگزاران با این عبادت به خداى بزرگ تقرب مىجویند و سر تسلیم و خضوع و ذلت و انکسار در برابر او فرود مىآورند. و در سرما و گرما و در حال آرامش و امنیت و یا بیم و هراس، راه مىپویند و قرب حق را مىجویند.
افزون بر این در این عبادت جمعى، همه مردم سود مىبرند و با رغبت و رهبت به سوى خداى سبحان روى مىآورند. و از آثار دیگر آن، رهایى از قساوت قلب و خساست نفس و نسیان ذکر خدا و نومیدى از خیر و دل بستن به رحمت او و تجدید حقوق و دور نگهداشتن نفس از فساد است. و همه کسانی که در شرق یا غرب یا در دریا و خشکىاند چه حجگزاران و چه غیر آنها از تاجر و پیلهور، فروشنده و خریدار و کاسب و مستمند بهرهمند مىگردند و در تأمین حوائج ساکنان اطراف و نواحى دیگر سرزمینها که مىتوانند در موسم گرد آیند مىکوشند. این است که خداوند مىفرماید: «لیشهدوا منافع لهم.»
با تشکر از نظر و لطف همه دوستان عزیز

+ مرد دانای آخر صف بی حسی برتری اش را با آزرده نشدن دیگران بزرگوارانه می نمایاند
از تلخکامیهای این روزگار این است که هرگز به نقطهای نمیرسی که بگویی آری همین برایم کافی است...

همیشه میل به بیشتر و بیشتر داری... و جادهای بیانتها که آرامش و اضطراب تو بستگی به این دارد که واقعا این جاده بیپایان باشد. راستی به این موضوع فکر کردهای که جایی که در آن زندگی میکنیم در کل هستی فقط یک غبار است. من میترسم که خیلی خودم و جهان را جدی گرفته باشم. راستی این همه جنگ در همین غبار شکل گرفته، این همه کشتار، این همه بیرحمی، این همه مهربانی، این همه قهرمان...
راستی در این غبار من چه هستم؟ سهم من چیست؟ راستی من برای این عالم چه هستم؟ یک مولکول؟ اتم؟ نوترون؟ پروتون؟ یا خیلی ریزتر از اینها؟
.jpg)
البته زمانی که بخودت می آیی که «دیگر وقت نداری»... اینجا خط پایان است؛ یعنی دیگر وقت ندارم؟ من که عمری نکردم. هنوز کلی آرزو دارم... ولی پیام کاملاً واضح بود. حسرت خوردم برای کارهایی که میتوانستم بکنم و نکردم.
به یاد آنهایی افتادم که اذیتشان کردم. میخواستم از همه بخواهم من را ببخشند، ولی در آخر تصمیم گرفتم یک روز متفاوت داشته باشم، چون آخرین روز عمرم بود.
اگر هر روز فکر میکردیم که ٢۴ ساعت زندهایم و دیگر وقت نداریم، شاید روزهای تکراری جایی تو زندگیمون نداشت و چه زیباست زندگی با خلاقیت، تنوع و پر از روزهایی متفاوت.
حالا تصور کنید که: اگر شما ٢۴ ساعت وقت داشتید، چه کارهایی می کردید و آخرین روز زندگی را چطور میگذراندید؟

واما ...بهترین راه...و یا ایده...برای پیشبینی آینده باید آن را ساخت. لائو تسه میگوید: دلیل این که رودخانهها و دریاها صدها جویبار کوهستانی را در خود می پذیرند این است که در ارتفاعی پستتر از آنها جریان دارند. به همین دلیل هم بر همه آنها حکم میرانند. مرد دانا هم که میخواهد از همه برتر باشد، پشت سر همه حرکت میکند.
بنابراین کسی سنگینی برتری او را حس نمیکند و هر چند مقامش برتر از همگان است، کسی آزرده خاطر نمیشود
.چرا که مرد دانای آخر صف بی حسی برتری اش را با آزرده نشدن دیگران بزرگوارانه می نمایاند
پیتر دراکر میگوید: آینده به روی افراد و سازمانهایی بسته خواهد بود که یارای گریز از جاذبه گذشته را ندارند.
خدایا.. بارالها...قدرت شناخت من را به من بشناسان به من توفیق انجام کاری را بده که تاسف در لغتنامه آینده آن بی معنی و بی رنگ باشد و اما به من قدرتی عنایت کن تا بدانم که هیچم ورنه پوچم

ایسنا
+ دوست داشتن از عشق برتر است
دوست داشتن از عشق برتر است
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرتِ روشن و زلال.
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سرزند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد.
عشق در غالب دلها، در شکلها و رنگهای تقریبا مشابهی، متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ،اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خود دارد و از روح رنگ می گیرد وچون روح ها، بر خلاف غریزه ها، هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژۀ خویش دارند، میتوان گفت که به شمار هر روحی، دوست داشتنی هست.
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانۀ بلندش روز و روزگار را دستی نیست.
عشق در هر رنگی و هر سطحی، با زیبائی محسوس، در نهان یا آشکار، رابطه دارد. چنانچه شوپنهاور میگوید: شما بیست سال بر سن معشوقتان بیفزائید، آنگاه تأثیر مستقیم آن را بر روی احساستان مطالعه کنید.

بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
+ نمی شود واژه ویرانگر در ...

شب و روز سعی کنیم که فقط افکار مثبت را در بانک حافظه خود بگذاریم. اجازه ندهیم افکار منفی و تحقیرآمیز تبدیل به هیولاهای ذهنی شوند. سعی کنیم به یاد رویدادها و موقعیتهای ناخوشایند نیفتیم.
مردم را درست بشناسیم. به یاد داشته باشیم که وجوه اشتراک مردم خیلی بیشتر از وجوه اختلاف آنها است. داوریمان نسبت به افراد به دور از افراط و تفریط باشد. بدانیم که دیگران هم انسانهایی هستند مانند خود ما. در مورد زندگی و انسانهای پیرامونمان نگرش معقولی داشته باشیم.
بسیاری از مردم سنگ بزرگ نشان میدهند، ولی سنگ بزرگ علامت نزدن است. کارهایی را انجام دهید که وجدانمان میگوید درست است. درستکاری یک قانون بسیار عملی برای کسب موفقیت است.
بگذاریم همهچیز درباره ما گواهی دهند به اینکه: اعتماد به نفس دارم. وقتی ایمان بیاوریم که چیزی ناممکن است، فکرمان در پی دلایلی میگردد که این مطلب را اثبات کند. کلمه ناممکن را از فرهنگ لغات خود خارج کنیم. ناممکن واژه ویرانگری است. فکر این کار نشدنی است.
انسانهای بزرگ گوش کردن را به انحصار خود در میآورند. انسانهای کوچک حرف زدن را به انحصار خود در میآورند. روزی چند بار با اندیشههای مثبت به خود دل و جرأت دهیم. نگرش تقدم در ارایه خدمات را در خود تقویت کنیم.
انسان خوشبخت آن کسی است که حوادث را با تبسم و اندکی دقت به علت وقوع آن قبول کند. انسان خوشبخت نمیشود، اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد. اگر میخواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش، زیرا آن شادی که ما به دیگران میدهیم به دل ما بر میگردد. همیشه وقت کافی داریم، به شرط آنکه هم بخواهیم و هم درست از آن استفاده کنیم.
خوشبختی در سایه مثبت اندیشی و می شودها نمره ریاضی زندگی امان را از مشروط شدن به قید وبندها می رهاند .........
ایسنا

+ شبنم ابدی
خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد. زندگی کنید و از حال لذت ببرید

فکر کنید و سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید؟آخرین ده بازیگر برتر اسکار را نام ببرید؟نمی توانید پاسخ دهید؟ نسبتا مشکل است، این طور نیست؟ نگران نباشید، هیچ کس این اسامی را به خاطر نمیآورد.
اما روزهای تشویق به پایان میرسد. نشانهای افتخار خاک
میگیرند. برندگان به زودی فراموش میشوند.
اکنون به این سوالها پاسخ دهید:
نام سه معلم خود را که در تربیت شما مؤثر بودهاند، بگویید؟سه نفر از دوستان خود را که در مواقع نیاز به شما کمک کردند، نام ببرید؟ افرادی که با مهربانیهایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیدهاند، به یاد بیاورید؟
افرادی که به زندگی شما معنی بخشیدهاند، ارتباطی با "ترینها" ندارند، ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبردهاند...
آن ها همه کسانی هستند که به فکر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهایی که در همه شرایط ، کنار شما میمانند.
کمی بیاندیشید. زندگی خیلی کوتاه است و شما در کدام لیست قرار دارید؟
به امید آنکه همیشه کنه قلبهامان آرامگاه ابدیمان باشد و شبنم اشک بر آنجا درخشیده و رخنمایی کند
ایسنا-ارومیه

+ ثروتمند کسی است که به کمترینها نیاز دارد ونه...
آموختم چیزهای کم اهمیت را تشخیص دهم و آنها را نادیده بگیرم که باخت در یک نبرد کوچک را به قصد برد در یک جنگ بزرگ بپذیرم و زندگی را از طبیعت بیاموزم.

چون بید متواضع باشم، چون سرو راست قامت، مثل صنوبر صبور، مثل بلوط مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشید با سخاوت و مثل ابر با کرامت؛ که اگر مایلم پیام عشق را بشنوم خود نیز بایستی آن را ارسال کنم،
آموختم که فقط چند ثانیه طول میکشد تا زخمهای عمیقی در کسی که دوستش داریم ایجاد کنیم، اما سالها طول میکشد تا آن زخمها را التیام بخشیم
و اما چه اشتیاقی برای یافتن پاسخ مسائل زیبای زندگی کردن داریم . آنقدر مشتاق یافتن این پاسخ هاهستیم که فرصت بررسی خود مساله را نداریم.
کریشنا مورتی می گوید: میل یافتن پاسخ، مانع مشاهده مستقیم خودِ مساله با یک ذهن ساکت و آرام میشود. آنچه مهم است خود مسئله است، نه پاسخ آن.
جستجوی ما به منظور "فرار" از مسئله است، نه حل آن؛ و به این جهت است که حلّ آن همیشه سطحی است و کیفیت سرهم بندی را دارد.
و اما پاسخ مساله زیبای زندگی را باید با چه فرمول ومعادله ای حل کرد
بگذریم زندگی به من نشان داد که ثروتمند کسی نیست که بیشترینها را دارد، بلکه کسی است که به کمترینها نیاز دارد، که دو نفر میتوانند با هم به یک نقطه نگاه کنند، ولی آن را متفاوت ببینند، که کافی نیست دیگران را ببخشیم، بلکه گاهی خود را نیز باید ببخشیم، که همه میخواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادیها روزی رخ میدهند که در حال بالا رفتن از کوه هستند.
و اما باید پاسخ معادله این زندگی را و عشق واحساستش را برای نپیوستن به عدم با تنها امین خدادادی وجودمان یعنی " عقل "سرسخت وبی احساس اما سرشار از احساس رمز گشایی کنیم - ایسنا
ارومیه
+ فرصتها در غم انتظار تو می جوشد شاید گوشه چشمی ....
سرنوشت" را میشود از سر نوشت"
![]()
«صبر نکنید تا که وقتش برسد؛ همین حالا هم میتوانید زندگی کنید. گاهی وقتها، با سرسختی کردن، روی سختیها را هم باید کم کرد. اصلاً،
شما برای همین بهدنیا آمدهاید! هیچوقت، دیر نیست.
ببین حالا هم ـ که در آنیمـ آری همین لحظه و نقطهای که در آن بهسر میبریم، و این نوشته را می خوانیدبهترین و سرخوشانهترین فرصت، برای خلقِ دگرگونیهاست. فرصتها را باید ساخت؛ فرصتها را باید خلق کرد!
تصمیمسازی و فرصتسازی، برترین ویژگی آدمیست و گوهر «اختیار» ـ که تنها در جوهرهی آدمیزادگانست ـ برای همین است که انسان هروقت که بخواهد، بتواند تغییر کند و هروقت که بخواهد، بتواند تغییر دهد!...
یادگرفتن، تغییر کردن است و یاد دادن، تغییر دادن. هیچوقت برای تغییر و دگرگونی، دیر نیست.
«سرگذشت» را میشود از سر گرفت و «سرنوشت» را میشود از سر نوشت...
جان و جهان، چشمبهراهِ فرصتسازی و تصمیمآفرینی و طراحیهای مناسب و کارساز شماست. «فرصت نداشتن» بهانهی همیشگیِ آدمهای معمولیست. اما حقیقت اینست که فرصت، از جنس «داشتن و نداشتن» نیست؛ از جنس «خلاقیت» و «نوآفرینی» ست.
این، خود شما هستید که باید فرصتها را خلق کنید. جهان، گوشبهزنگِ مهندسیِ تصمیم و طراحی و برنامهریزی شماست.
منتظر کفشهایتان هم نمانید. یکبار هم که شده، سبکبار و مصمّم ـ حتی با پاهای برهنهـ همین حالا، بهراه بیفتید.
به روایت از وبلاگهای(ایسنا)،
شاید فرصتی با نگاه منتظر چشم هایش را آویزان دم در برای یافتنش وحیاتی دوباره کرده
به امید اینکه همیشه امین اندیشه های مصمم فرصت ساز برای فکر آفرینی وکارآفرینی باشید ....
امین .؟.؟.؟.....

+ لذت سکوت در اوج پاکیها
به خودتان عشق بورزید. وجود خودتان بهطور کافی مایه نشاط و خرسندی و مایه برکت و سعادت است و هیچ نیازی برای جست و جوی دلیل دیگری وجود ندارد.
به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگهای خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آمده است: تنفس جاری است، قلب در حال تپش است؛ نعمت فوقالعادهای است! با این آزمایش کوچک شروع کنید... دنیا سفری است از عشق به دیگران و معنویت سفری است از عشق به خود. از وجودتان لذت ببرید.
با خودتان خلوت کنید. هرگاه احساس آشفتگی و به هم ریختگی کردید، سعی نکنید آن را همانجا حل کنید. از جمع کناره بگیرید و فقط ساکت بمانید، تنها نظارهگر باشید، نیروی عظیمی برای شفا بخشیدن به آشفتگیتان وجود دارد. اگر بتوانید فقط ساکت بمانید و برای چند روز فقط با خودتان زندگی کنید، هرچیز به طور خودکار حل و فصل میگردد.
تنها یک گفتوگو با جهان هستی وجود دارد و آن سکوت است. برای امتحان میتوان با هر چیزی آزمایش کرد؛ حتی با سنگ.
ساکت باشید. سنگ را در دستتان بگیرید و ساکت باشید، همدلی و صمیمیت به وجود میآید. اما نمیتوان زبانی برای توصیفش به کار بست. زیرا با استفاده از زبان نمیتوان ارتباط برقرار کرد.
انسان امروزی سکوت را به طور کامل از دست داده است. زمانی که هیچ کاری انجام نمیدهید نیز ساکت نیستید، ذهن مشغول انجام کاری است. به دلیل این صحبت درونی، این پچ پچ ادامه دار درونی، نمیتوانید با هیچ چیز ارتباط برقرار کنید.
فقط از طریق سکوت میتوان رابطه برقرار کرد. اگر زبان سکوت را بدانی میتوانی با همه چیز رابطه برقرار کنی. سکوت هستی است
خدمت دوستان و بلاگرهای عزیز این را هم خود می افزایم سکوت یعنی لذت چشیدن همه چیزها در اوج پاکیها چون تو بجای گفتن آرامش شنیدن را در تلالو تفکر می پرورانی
.....
+ فراخوان اولین جشنواره کارآفرینی ایده های ناشناخته شغلی دانشگاهیان شمالغرب کشو
فراخوان اولین جشنواره کارآفرینی ایده های ناشناخته شغلی دانشگاهیان شمالغرب کشور
■ سیاست ها و اهداف جشنواره :
. ایجادانگیزه نگرش کاربردی دانشجویان نسبت به رشته های تحصیلی
. ایجاد انگیزه برای تعریف و کشف شغل های ناشناخته
. نهادینه کردن فرهنگ کارآفرینی
. بستر سازی برای حمایت از ایده های نو کارآفرینی
. تشکیل بانک اطلاعاتی ایده های شغلی بکر
این جشنواره در راستای اهداف فوق الذکرو برای اینکه بستری ایجاد شود تا ذهن های خلاق جوانان ودانشگاهیان ایرانی وگروه ها وکانون های دانشجویی، ایده های بدیع و نوآورانه و حتی سادهای را که شاید از دیدهها پنهان مانده و با حمایت و قرار گرفتن در مجرای کارشناسانهتری، در صورت درخواست ارائه دهنده میتواند تبدیل به یک منبع و منشاء اشتغال زایی و کارآفرینی بزرگی در جامعه شود، برگزار شده است تا با حمایت، ساماندهی و معرفی از این ایده ها و شغل های تعریف نشده و دور از ذهن که شاید بسیار ساده و یا حتی پیچیده هم است ضمن معرفی و تقدیر و حمایت از این پیشتازان و ایثارگران گمنام عرصه های اقتصادی، علمی وفرهنگی، فرهنگ و نگرشی در جامعه ایجاد شود تا به تمامی موضوعات نگاهی نو، بکر و جدید وغیر تکراری داشته باشیم وبعضی از خلاءها و فضا ها به فرصتی برای توسعه پایدار کشور و رفع معضل بیکاری تبدیل شود، هرچند با ارائه یک ایده ناشناخته شغلی بسیار ساده ولی پراهمیت .
■ محورهای آثار ارسالی :
کلیه ایده ها در قالب یکی از محورهای ذیل باید تهیه و به دبیرخانه ارسال شود :
1-علوم انسانی
2-علوم پایه
3-علوم کشاورزی
4- علوم پزشکی
5- علوم فنی ومهندسی
از تمامی علاقمندان به شرکت در این جشنواره دعوت می شود برای ثبت نام و اطلاع از شرایط و نحوه شرکت در جشنواره و دریافت فرم مربوطه به دفاتر سازمان دانشجویان جهاددانشکاهی در دانشگاه ارومیه ویا معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی استان واقع در ارومیه- خیابان شهید بهشتی- داخل دانشگاه ارومیه- ساختمان جهاددانشگاهی- معاونت فرهنگی- واحد دبیرخانه اولین جشنواره کارآفرینی ایده های ناشناخته شغلی شمالغرب کشور مراجعه نمایند و یا میتوانند مدارک و فرم های مربوطه را از طریق وبلاگ جشنواره (http://jahad-ag.persianblog.ir)دریافت و تکمیل وبه نشانی jahad.ag2009@yahoo.com ارسال کنند.
مهلت ارسال آثار : 15 اردیبهشت ماه
1388
دوستان عزیز جشنواره خوبی اگه تونستید لطف کنید وکپی کنید در وبلاگتان کار خیری برا جوانان مملکت کل کار هم دانشجویی هستش ممنون موفق باشید
+ عید روز بازگشت به فطرت نخستین

واژه عید در اصل از فعل عاد (عود) یعود اشتقاق یافته است. معانى مختلفى براى آن ذکر کرده اند، از جمله: «خوى گرفته»، «هر چه باز آید از اندوه و بیمارى و غم و اندیشه و مانند آن»، «روز فراهم آمدن قوم»، «هر روز که در آن، انجمن یا تذکار فضیلت مند یا حادثه بزرگى باشد»، گویند از آن رو به این نام خوانده شده است که هر سال شادى نوینى باز آرد.
ابن منظور در لسان العرب گفته است که برخى بر آن هستند که اصل واژه عید از «عادة» است، زیرا آنان (قوم)، بر جمع آمدن در آن روز، عادت کرده اند.
چنانکه گفته شده است: القلب یعتاده من حبها عید.
و نیز یزید بن حکم ثقفى در ستایش سلیمان بن عبد الملک گفته است:
امسى باسماء هذا القلب معمودا اذا اقول صحا یعتاده عیدا
به گفته ازهرى: عید در نزد عرب، زمانى است که در آن شادىها و یا اندوهها، باز مىگردد و تکرار مىشود. ابن اعرابى آن را منحصر به شادىها دانسته است.
واژه عید تنها یک بار در قرآن به کار رفته است:
اللهم انزل علینا مائدة من السماء تکنون لنا عیدا لاولنا و آخرنا و آیة منک (سورة مائده / آیه 114) در تفسیر نمونه ذیل این آیه گفته شده است: «عید در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است، و لذا به روزهایى که مشکلات از قوم و جمعیتى بر طرف مىشود و بازگشتبه پیروزیها و راحتىهاى نخستین مىکند عید گفته مىشود، و در اعیاد اسلامى به مناسب اینکه در پرتو اطاعتیک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان باز مىگردد، و آلودگىها که بر خلاف فطرت است، از میان مىرود، عید گفته شده است و از آنجا که روز نزول مائده روز بازگشتبه پیروزى و پاکى و ایمان به خدا بوده است حضرت مسیح (ع) آن را عید نامیده، و همانطور که در روایات وارد شده نزول مائده در روز یکشنبه بود و شاید یکى از علل احترام روز یکشنبه در نظر مسیحیان نیز همین بوده است، و اگر در روایتى که از على(ع) نقل شده مىخوانیم «و کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید» هر روز که در آن معصیت خدا نشود روز عید است» نیز اشاره به همین موضوع است، زیرا روز ترک گناه، روز پیروزى و پاکى و بازگشتبه فطرت نخستین است.»
در روایات معصومین (ع) نیز بارها به این موضوع اشاره شده است، همچنانکه گذشت امیر المومنین على(ع) هر روزى که در آن معصیت و گناه نشود، روز عید خوانده است.
...
امید آنکه همیشه عقربه های ساعت ثبتگر دقیقه های عیدانه و شادمانه در بارش رنگین روزگار برای بیرنگی از گناه و رنگین کردن امین وجود از صداقت باشیم ....
...
ادامه مطلب
← صفحه بعد


نظرات ()
