یک کلمه حرف حق


+ شاهرنگ وجود و روان

از جمله نشانه‌های چشمگیر الهی در جهان هستی، رنگ است. رنگ‌ها با تجلی و ظهور در پیکر موجودات جاندار و بی جان جلوه و جمال خاصی به طبیعت می‌بخشند و ادامه چرخه حیات و شکوه زندگی را مرهون خود ساخته‌اند.

بی مبالغه باید گفت که بدون جهان رنگ‌ها، سردی و افسردگی و بی نشاطی در همه جا رخ می‌نمود. در سایه تأثیر متنوع رنگ‌هاست که ره‌آوردهای متناوب روانی در انسان و سایر موجودات تظاهر پیدا می‌کند و روح جنبش و تکاپو دمیده می‌شود و از این رهگذر، یکسویی و یکنواختی از فضای زندگی مادی رخت بر می‌بندد و دلپذیر می‌شود.

به نقل از (ایسنا)، خداوند حکیم در آیاتی چند از قرآن مجید به رنگ‌های مختلف موجودات و آثار زیست شناختی آن‌ها اشاره فرموده و آن را از نشانه‌های بارز تدبیر خویش دانسته است که از جمله این رنگ‌ها که در قرآن به آن اشاره شده و آیات فراوانی در خصوص آن وجود دارد رنگ سبز است به همین جهت به مختصر خواصی از رنگ آرامش بخش سبز می‌پردازیم:

در قرآن کریم، از میان همه رنگ‌ها، رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است و نمونه آن آیه 31 سوره مبارکه کهف است که خداوند می‌فرماید: " یَلْبَسُونَ ثِیاباً خُضْراً مِنْ ‏‏سُنْدُسٍ وَ اِستَبْرَقٍ" لباس‌های سبز حریر و دیبا بپوشند.

اگر آب مایه حیات است، رنگ سبز نشانگر طراوت و زندگی می‌باشد چرا که طبیعت با این رنگ لباس حیات به تن می‌کند. خداوند متعال این شگفتی را به صورت زیبا ترسیم کرده و می‌فرماید: "وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ" یعنی به وسیله آب هر چیزی را زنده قرار دادیم و یا در آیه دیگر داریم: "فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه حقیراء"به وسیله آب هر گونه گیاه برآوردیم و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم.

رنگ سبز، رنگ گیاهان و طبیعت است و خداوند آنها را مظهر مسرت و شادی معرفی می‌کند: "فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ" پس به وسیله آب باغ‌های بهجت انگیز رویانیدیم. در تعریف بهجت آورده که البهجة حسن اللون و ظهور السرور فیه" بهجت بهترین رنگ است و شادی و نشاط در آن ظهور دارد.

امام صادق (ع)در بیان خاصیت رنگ سبز می‌فرماید: "سه چیز غم و غصه را از بین می برد: آب، رنگ سبز و خوشرویی.

امروزه علم با گذشت قرن‌های متمادی خاصیت تقویت تحمل پذیری این رنگ را اثبات کرده است. دانشمندان جهت اثبات این امر آزمایشی را به شرح زیر بر روی کارگران انجام دادند.

کارگران را به دو گروه تقسیم کردند، به گروه اول صندوق‌های سبز و به گروه دوم صندوق‌های سیاه رنگ جهت حمل دادند. کسانی که صندوق‌های سبز را حمل می‌کردند بدون هیچ گونه شکایتی با صبر و حوصله کار خود را به اتمام رسانند، ولی حمل کنندگان صندوق‌های سیاه هموزن با صندوق‌های سبز از خستگی زیاد، کمردرد، ناراحتی کلیه و ... شکایت می‌کردند.

علاوه بر اینکه رنگ سبز بر سلامتی روح انسان تاثیر دارد، بر رشد و سلامتی جسم نیز موثر است.

در اسلام از رنگ سبز تعریف و تمجید بسیاری شده است. برخی از فقیهان در ترتیب درجه رنگ لباس از نظر خوبی گفته‌اند: بهترین رنگ‌ها در لباس، سفید و بعد از آن زرد و سپس سبز و بعد از آن سرخ ملایم و کبود و عدسی است. امّا سرخ تیره مکروه است به ویژه در نماز و پوشیدن لباس سیاه کراهت شدید دارد.

در خبری آمده است که رسول خدا (ص) قبایی از سندس داشت. وقتی آن را می‌پوشید رنگ سبزش به همراه سپیدی رنگ آن حضرت، به وی جلوه خاصی می‌بخشید. هم چنین نقل شده که آن حضرت لباس سبز را دوست داشت.

در حدیث جالب دیگر درباره ماجرای ولادت باشکوه حضرت حجت (ع) از زبان حکیمه خاتون آمده است که وقتی روز سوم ولادت حضرت مهدی (عج) به خانه امام حسن عسکری (ع) رفت دید که روی گهواره حضرت را با رنگ سبز پوشیده‌اند.

نکته پایانی رنگ سبز بهاری است و خستگی اعصاب را از بین می‌برد و گذر ایام حس نشده و تحمل پذیر شده و خنک کننده است و مهیج و تعدیل کننده نور خورشید و فشار خون را کم کرده برای بی خوابی و خستگی موثر بوده برای سردرد و میگرن خوب بوده و رشد گیاه را کم می‌کند ولی گرچه رنگ سبز، رنگ پسندیده و نیکویی است ولی برخی فقها استفاده از هر لباس رنگینی را در نماز مکروه و ناشایسته دانسته‌اند.

 منابع:سوره کهف

 حلیة المتقین، ص 7

 سنن النبی، علامه طباطبایی، ترجمه فقهی، ص 120; المحجة البیضاء، ج 4، ص 140

 بحارالانوار، ج 39، ص 131

 روایت دنباله دارد. (بنگرید به نجم الثاقب، میرزا حسین طبرسی، ص 18 و 23; بحارالانوار، ج 19، ص 51.

 عروة الوثقی، ج 1، ص 572

 وسائل الشیعة، ج 3، ص 356; مکارم الاخلاق، ص 104

 دکتر ماکس، روان شناسی رنگها، مترجم ویدا ابی‌زاده

نویسنده : امین ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ عاشورا در دو زبان لاتین و فارسی ...در موتورهای جستجوگر

در موتورهای جستجوگر، دو کلمه «عاشورا» و «Ashura» ما را با چه تصاویری رو‌به رو می‌کند؟

قصد این یادداشت  از ایکنا یک اطلاع‌رسانی و یک همیاری است. اصل مطلب این است که با نوشتن کلمه «Ashura» در موتور‌های جستجو مانند گوگل که نه‌تنها ما ایرانی‌ها بلکه اکثر کاربران اینترنت در جهان به استفاده مداوم و همیشگی از آن عادت کرده‌ایم، با تصاویری از صحنه‌های قمه‌زنی و استفاده از آلات و ابزاری مانند زنجیرهای تیغ‌دار رو‌به‌رو می‌شویم  که فضایی پر از خون و وحشت را در تصاویر نمایان کرده است.

نوحه و عزاداری بر مصیبت‌های سید‌ و سالار شهیدان عالم، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و گردهمایی شیعیان برای عزاداری، علاوه بر اینکه باعث صفای باطن می‌شود، خود شیوه‌ای است که یاد این قیام عظیم را گرامی بداریم و هرساله در ماتم آن ظلم بزرگ اشک بریزیم؛ اما آن زمانی که دچار افراط می‌شویم و چهره دیگری را به نمایش می‌گذاریم که به هیچ‌وجه شایسته نیست، مورد سوء‌استفاده دشمنان قرار می‌گیریم و در نتیجه کار به سرانجامی نامطلوب می‌رسد.

جستجوی کلمه «Ashura»کاربران سراسر جهان را با صدها تصاویر از روز عاشورا مواجه می‌کند؛ البته این تصاویر اغلب از مراسم عاشورا شیعیان در دیگر کشورها به ویژه عراق و پاکستان است.

جستجوی کلمه «عاشورا»، کربلا، حسین و... (به زبان عربی) کاربر را با تصاویر گرافیکی زیبا روبرو می‌کند  چرا که از این تصاویر به کرات در سایت‌های متعدد استفاده شده و بارها روی آن کلیک شده و میزان بالای بازدید‌کننده، آن را بر ردیف‌های اول بخش تصاویر موتورهای جستجو نشانده است.

شاید بتوان جایگزینی و جابه‌جایی این تصاویر دور از شأن تشیع را با یک همت جمعی و فراخوان از تمامی عاشوراییان جهان میسر کرد.

برگزاری مسابقات متعدد عکاسی، مسابقات فتوبلاگ، تشویق جوانان ایرانی و دیگر کشورها به تهیه عکس از مراسم‌ عزاداری در نقاط مختلف کشور و جهان و آپلود آن در وبگاه‌های متعدد و به نمایش گذاشتن آن با جذابیت‌های بصری بالا به همراه توضیحات کامل از این آئین‌های عزاداری به زبان‌های زنده دنیا به ویژه انگلیسی ـ برای آنکه بازدید بیشتری از آن صورت گیرد ـ قطعاً به مرور کمک خواهد کرد که این تصاویر جایگزین شود

نویسنده : امین ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ بابا بی بابا

یک بچّه ی کلاس اولی با معلمش در رابطه با درس بابا مشکل داشت .( پدرش معتاد بود )

 

 

صدای ناز می آید

صدای کودک پرواز می آید .

صدای رد پای کوچه های عشق پیدا شد .

معلم در کلاس درس حاضر شد.

یکی از بچّه ها از قلب خود فریاد زد :

 بر پا

همه بر پا ، چه برپایی شده بر پا

معلّم نشأتی دارد .

معلّم علم را در قلب می کارد

،معلّم گفته ها دارد.

یکی از بچّه های آن کلاس درس گفتا :

بچّه ها  بر جا

معلّم گفت :فرزنم بفرما ، جان من بنشین ،

چه درسی ؟

: فارسی داریم!

: کتاب فارسی بردار آب وآب را دیگر نمی خوانیم.

 بزن یک صفحه از این زندگانی را

ورق ها یک به یک رو شد

معلم گفت : فرزندم ، ببین بابا .بخوان  بابا . بدان بابا

عزیزم این یکی بابا ،

 پسر جان آن یکی بابا

همه صفحه پر از بابا

ندارد فرق این بابا و آن بابا

بگو آب و  بگو بابا

بگو نان و بگو بابا

اگر بخشش کنی

 با می شود با....با

اگر نصفش کنی

 با می شود با...با

تمام بچه ها ساکت .

 نفس ها  حبس در سینه

 و قلبی همچون آیینه

یکی از بچه های کوچه ی بن بست

که میزش جای آخر هست

و هم چون نی فقط نا داشت .

به قلبش یک معما داشت !

سوال از درس بابا داشت .

نگاهش سوخته از درد.

 لبانش زرد

ندارد گویا همدرد

 فقط نا داشت

 به انگشت اشاره او

سوال از درس بابا داشت

سوال از درس بابای زمان دارد .

تو گویی درس هایی بر زبان دارد

صدای کودک اندیشه می آید

صدای بیستون،

 فرهاد یا شیرین

صدای تیشه می آید

صدای شیرها

 از بیشه می آید .

معلم گفت : فرزنم سوالت چیست ؟

بگفتا آن پسر:

آقا اجازه این یکی بابا و

 آن بابا یکی هستند ؟

معلم گفت : آری جان من

 بابا همان بابا ست

پسر آهی کشید و اشک او در چشم  پیدا شد 

معلم گفت : فرزندم بیا اینجا

 چرا اشکت روان گشته ؟

پسر با بغض گفت :

 این درس را دیگر نمی خوانم

معلم گفت: فرزنم چراجانم

مگر این درس سنگین است ؟

پسر با گریه گفت :

این درس سنگین است

دو تا بابا، یکی بابا

تو می گویی این بابا با آن بابا یکی هستند ؟

چرابابای من نالان و غمگین است .

 ولی بابای آرش شاد و خوش حال است ؟

تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟

چرا بابای آرش میوه از بازار می گیرد ؟

چرا فرزند خود را سخت در آغوش می گیرد ؟

ولی بابای من هردم زغال از کار می گیرد

چرا بابا مرا یک دم به آغوشش نمی گیرد ؟

چرا بابای آرش صورتش قرمز

ولی بابای من صورتش تاراست؟

چرا بابای آرش بچه هایش را همیشه  دوست می دارد ؟

ولی بابای من شلاق را بر پیکر مادر،

 به زور و ظلم می کارد .

تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند .؟

چرا بابا مرا یکدم نمی بوسد ؟

چرا بابای من هر روز می پوسد ؟

چرا در خانه ی آرش

گل و زیتون فراوان است ؟

ولی در خانه ی ما

 اشک و خون دل به جریان است .

تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟

چرا بابای من با زندگی قهر است ؟

معلم صورتش زرد و

 لبانش خشک گردیدند

 به روی گونه اش اشکی زدل برخاست .

چو گوهر روی دفتر ریخت

معلم روی دفتر عشق را می ریخت

و یک بابا ز اشک آن معلم پاک شد از دفتر مشقش

بگفتا: دانش آموزان

 بس است دیگر  یکی بابا در این درس است و

بابای دیگر نیست

پاکن را بگیرید ای عزیزانم

یکی را پاک کردند

 و معلم گفت :

جای اون یکی بابا ، خدا را در ورق بنویس

و خواند آن روز خدا بابا

تمام بچه ها گفتند : خدا بابا

 

شاعر : آقای پور عباسی

نویسنده : امین ; ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ مادران و فرزندانی که بی پدر باید عید ...

پدر آخر بغض و حسرت خور خانواده و تکیه گاه و الگو برای بچه و هزار تا وصف دیگر که نباید گفت چون می فهمد که وظیفه اش است اما چه مبارک روزی است ولادت علی ع که پدر بودن را معنی کرد پدری که فرزندانش نمی شناختندش و چه خوب که در این روز به یاد یتیمان باشیم و یادی کنیم از مادرانی که جور پدر بودن را می چشند و نمی دانند که خود و فرزندش باید در این عید به چه کسی باید روز پدر را تبریک بگویند .....
 

گرم نگاهم می­‌کند، آسمان می‌ریزد در چشمش با تمام ابرهای باریده و نباریده خودش؛ دقیق می‌شوم، خورشید سایه انداخته روی فردایم و من دارم در سایه بلند و رشید آفتابی قدم می­‌زنم که تازه از طلوع آمده است.به گزارش (ایسنا)-روزها سپری می‌شود و هنوز نتوانسته‌ام عمق محبت این مرد را دریابم، او که تمام این سال‌ها با نگاه به قدکشیدن من در چشمانش نور و شادی موج می‌زد در حالی که نور حاصل از زحمات او روشنی را برای خانه کوچکمان به ارمغان می‌آورد.در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ می‌کند خم به ابرو نمی‌آورد و سخت‌تر از این حرف‌ها است تا بتوان فهمید و دید که او بلندتر از ادراک واژه‌ها و فراتر از قامت سپاس­‌ها است.اینکه کسی بتواند تا این حد، بی‌دریغ عشق بورزد و این گونه لبریز از سخاوت باشد، معمایی است شگرف با پاسخی آسان؛ قداست واژه‌ای به نام پدر... اوست که می­‌تواند این گونه ارزان عاطفه ارزانی کند...تو را به جرات می‌توان کسی دانست که یوسف نبی بدلیل اندکی سستی خداوند متعال میراث نبوت را از نسل او گرفت و پس از او فرزندانش پیامبر نشدند چرا که تکریم در خور و شایسته تو “پدر” را به جای نیاورد تمام دقیقه‌ها و ساعت‌ها و روزها و سال‌ها دیگر در کنارم بوده و ذره ذره شده‌ای تا بتوانی خود را در سلول سلول تن و روحم پنهان کنی و اینها برای من آنقدر آشنا است که ثانیه ثانیه زندگی‌ام رنگ و بوی تو را گرفته…در ذهن کودکی‌ام تو ای پدر تنها قهرمان بوده و مانده‌ای و امروز نیز تمام وجودم برای بیان رنج مشقت‌هایت، برای بیان فراتر از واژه سپاس آمادگی دارد تا فریاد بزنم پدر؛ مردی است بی‌ادعا...

 

نویسنده : امین ; ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ یاد بقیع تجلی گاه عطر بارانی نم نم گونه های معصوم خردسال تا...

مردم ارومیه همزمان با شهادت حضرت فاطمه (س)با برپایی دستجات عزاداری و حضور هیئات این شهرستان در خیابان امام در ماتم زهرای مرضیه سیه پوش گریستند تا کوچه های بنی هاشم مدینه نیز که بصورت نمادین در سینما تربیت شهر در این خیابان چشمان بینندگان را نیلگونی می کرد بداند که یاد کوثر بهشتی محمد (ص)و قبر آسمانی اش در جای جای قلب شیعیان هر روز رویشی معطر از خود متجلی می نماید.
به گزارش خبرنگار دینی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)منطقه آذربایجان غربی، در این همایش بزرگ هیئات مذهبی ارومیه به ترتیب تا اذان ظهر چشمان شهروندان را از شوق ارادت با بصیرتی که مردم نسبت به فضیلت ها و بزرگی ها و مصیبت های بی بی دو عالم داشتند بارانی کرده بود و گونه های کودکان ارومیه ای نیز با پیش بند یا زهرا بر نم نم قطره های ناب وجود معصومشان می بالید تا بی فاطمه شدن علی را در کنار حسن و حسین و...هر چه بیشتر با تمام وجود کوچکشان احساس نمایند.

بر اساس این گزارش اصلی ترین خیابان ارومیه با جامگان سیاه مردمش به شکلی متعالی فاطمی شده بود و نذورات و شربتهای متعدد مردمی نیز در جای جای خیابان شهد حلاوت خانواده ها و عزاداران را هر چه بیشتر برای تبرک جستن از احسانی که با نیت پذیرایی از سوگواران فاطمه زهرا(س) پخش می شد مهیا کرده بود.
مدیحه و مرثیه سرایی فارسی و ترکی هر کدام از دستجات به فراخور ذایقه شهروندان و عزاداران اشک های دلشان را جوشان و تسلی می داد و بیرق های فاطمی و عزا جلوه های زیبایی را به این همایش خودجوش مذهبی و عزای دستجات می داد.

در حاشیه نمایشگاه کوچه های بنی هاشم ارومیه پدری خطاب به فرزند خردسالش در حین بازدید از کوچه ها توضیح می دهد تا فرزند مکتب فاطمی را با گوشت خون بفهمد. شرح ماوقع می کند....

جز صدای قرآن و گریه‎های آرام چند کودک، از خانه علی(ع) هیچ شنیده نمی‎شود، فاطمه(س) در بستر به یاد وعده پدر افتاده و لبخند می‎زند و وصیت آخرش به علی(ع)، فرزندانش است و ...

زمین مدینه ساکت است و آسمان پر از ستاره‎هایی که به استقبال گل سرسبد زنان دو عالم آمده‎اند، عده‎ای در میان تاریکی شب، مهربانترین دختر و بهترین مادر و پاکترین زنان عالم را روی دست، به سمتی می برند و در تاریکی شب، از چشم نامحرمان دور می‎شوند...

آن شب را مدینه و دیوارهای کاهگلی‎اش، هنوز به خاطر دارند و هربار که آن شب می‌رسد، مدینه سکوت می‎کند و بقیع ناله‎های علی(ع) را آرام و شمرده، نجوا می‎کند، نجوایی که تنها دلهای بارانی در غم زهرای مرضیه(س) گوشی برای شنیدنش دارند و در این حین باز دل ابری من و بسیاری از بازدیدکنندگان یاد بقیع افتاده است....و اما پدر تمام نشده خود از روایت محزونش به گریه می افتد اما کودک گریه پدر را نمی فهمد سوال می کند از ادامه روایت اما بغض مظلومیت جان پاسخ را از پدر گرفته و خود حدیث محزونی است از جفاها و مظلومیت ها ...فرزند پاسخ را از پدر نمی شنود و فقط خود احساس می کند از گریه پدر و حال و هوای محزون کوچه های بنی هاشم نمایشگاه جواب سوالش را...و بسنده می کند به گریه ای از وجود معصومش با روایت قصه سیلی...از غرفه ای که روایتگر مادرش بود...

و امروز همه محزون بودند کوچک و بزرگ پیر و جوان برای مظلومیت دخت نبی اکرم و دامانی که حسن و حسین از آن پرورش یافتند.

 


 

نویسنده : امین ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ از ماست که بر ماست

من انسان به درخت گفتم : چرا با این همه عظمت از یک تکه آهنی به نام تبر می رنجی...؟

گفت: رنجش من از تبر نیست ;از دسته ی آن است که از جنس خود من است

 درخت دوباره گفت: تو چرا ناراحتی ای انسان...

گفتم آخه دلتنگ می شم از گرمای هوای بد زمانه و عرق نفرت و بدیوقتی  وجودم رو می گیره امین و همدمی برای گفتن و گریه کردن دلتنگی هام جز تو ندارم و...می خام با اکسیژنی که می گیری روزا باهم تنفس کنیم و شاید دی اکسیدکربن من و بگیری و شبا حذفش کنی و ...واسه خاطر همین نمی خام..مثله شی نه بخاطرت شاید  بخاطر خودم؟..

درخت دوباره گفت:  کشته شده و جسد مثله شده من هم بدردت می خوره چون وقتی منو قطع کردند آخرش یا دستمال میشم واسه اشک چشمات یا قلم و کاغذ میشم واسه دلتنگیات ...اما باز ناراحتی من از  عدم نیست بلکه ناراحتی من تو عدم اینکه؟؟؟...هر چه کرد بر من آنچکه دوستم یا از خودم بود ...کرد

بیایید کاری کنم و طرحی در زندگی بیاندازیم تا این مثل به کل حذف شود از تجربه زندگی تا شاید...

نویسنده : امین ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ سردرب دانشکده حقوق هاروارد آمریکا...؟

دانشگاه هاروارد آمریکا ترجمه انگلیسی آیه‌ 135 سوره مبارکه «نساء» را بر بالای درب ورودی دانشکده حقوق خود نصب کرده است.
به گزارش شفقنا (پاگاه بین‌المللی همکاری‌های خبری شیعه) به نقل از خبرآنلاین، ترجمه آیه 135 سوره نساء به زبان انگلیسی، روی دیوار ورودی اصلی دانشکده حقوق هاروارد نصب شده است.این خبر از سوی یک دانشجوی عربستانی که در هاروارد مشغول به تحصیل است، منتشر شد.
«عبدالله جمعه»، دانشجوی عربستانی دانشگاه هاروارد اعلام کرد: متوجه شدم که این آیه قرآن بر سردر دانشکده حقوق قرار داده شده و به عنوان یکی از بهترین توصیفات در مورد عدالت عنوان می‌شود.
مسئولان این دانشگاه در توضیح این اقدام، اعلام کرده‌اند که مضمون این آیه یکی از بهترین توصیف‌های بیان شده در مورد «عدالت» در طول تاریخ است.
این آیه شریفه می‌فرماید:» یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقَیرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا: اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید پیوسته به عدالت قیام کنید و براى خدا گواهى دهید هر چند به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندان [شما] باشد اگر [یکى از دو طرف دعوا] توانگر یا نیازمند باشد باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است، پس از پى هوس نروید که [در نتیجه از حق] عدول کنید و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است«.
دانشگاه هاروارددر سال 1636 در «ماساچوست» آمریکا تأسیس شد و قدیمی‌ترین مؤسسه آموزش عالی در آمریکا است.
نویسنده : امین ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ راز خرید مسکن در کنار ابرها برای انسان

انسان پر پرواز ندارد اما کماکان همیشه دوست دارد بجای زمین آسمان ها را سیر کند

وقتی آدم آسمان را از شیشه چرکین هواپیما لمس می کند آرامش را حس می کند

راسی آنجا هم به قول خودمان دلالان مسکن می توانند موج سواری کنند و یا قربانگاه واقعی مشتریان مسکن باشد بگذریم مزاح کردم یک لحظه حس خبری بر احساسات عاطفانه نوشتاری چربید

حتی با تومان بخت برگشته و یا حتی دلار اجنبی هم و یا شمش طلا هم نمی توان در بغل ابر چند سانتی متری خرید و آرامید باور کنید حداقل این جای خوشحالی دارد که دلال در آنجا هیچکاره است و مزد کار هرکس بی واسطه به خودش پرداخت می شود عجب قانون کار و اقتصاد زیبایی ...

اما برای رسیدن و داشتن منزل و جایگاهی در کنار ابرها و خارج از زمین خودمان چه چیزی نیاز است هواپیما بالن و یا همینجوری و اما شاید برای رسیدن به آنجا نمی شود بجز به خود به هیچ اسباب دیگری متوسل شد

راستی دست و پا جواب می دهد؟ و یا اصلا برخلاف رسیدن به اکثر مقصدهای زمینی این دنیا که باید با پا رفت در آنجا اصلا نیازی به آن نیست؟ و یا بلکه باید روحی و یا دلی و یا ...آسمانی و نیلگونی داشت

 

راسی چه جوری می توان قطعه ای به وسع چن سانتی در کنار ابر خرید ؟ آیا با وام اخیر 50 میلیونی بانک مسکن البته ببخشید وزیر تکذیب کرد در بخش روزنامه های آینا نیوز استانمان دیدم یا اصلا با وام 40 میلیونی خبرنگاری مسکن که در سایت سمان هم تایید شده و احتمالا که نه یقینا در آن دنیا نصیب خبرنگاران خواهد شد (این خوش قولی بلاخره به نفع حداقل این خبرنگاران شد ) حتما بدرد خورده و ما را صاحب مسکن خواهد کرد البته این مادیات عجب چیز بدی است هی می خواهیم آسمانی فکر کنیم ما را به سوژه های زمینی می گسلاند

بگذریم آقا آن دنیا هم ...

مخلص کلام آسمانی شدن برای انسان سخت است اما باور کنید می شود متعالی شد حتی برای چون منی که بنده بد خدای خودم هستم

فقط باید با اعتقاد و در پهنه سبز دعا چشمان را نیلگونی معطر به عطر باران کرد اما نه بخاطر خود بلکه باید قالب خود را درید و شکست و از خود رویید به سوی بی خود بودن واقعی تا معنی الفبای انسان واقعی را تازه کشف کرد

وای خدایم چه زیبایی ...فقط این حس را به من بده تا دعا کنم ..فرزند هیچ انسانی چشمان مظلومش و معصومش به دست نامرد ناامینی محتاج نباشد و دستان خود و بابا و مامایش آسمانی هر چه می خواهد برایش از تو طلب نماید چرا که مستحق این تمنا برای فرزند و خود چون تویی وجود ندارد مطلقا

شاید یکی از نردبانهای خرید مسکن در کنار ابر دعا باشد اما برای ماندن و رهن و خرید جاودانه باید....

نویسنده : امین ; ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱۳
comment نظرات () لینک

+ انسان

انسان برای انسان بودن باید انسانی بفهمد تا انسانی بیاندیشد

نویسنده : امین ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ عیار دموکراسی بهمن 57

فجر نوید نور است آخر سیاهی است آغاز سفیدی است ...

فجر می آید همیشه و در آن تمام شدن را نمی توان معنی کرد

فجر را باید پیوسته و جاری لمس  کرد و مختص و محدود به زمان نیست از زمان آفرینش پیامبر مهربانی ها و انقلابمان بوده و هست در هر زمان به شکلی

اما دموکراسی بهمن شاید زیاد بخود حنای بحث نگرفته لذا چن جمله در اینخصوص:

دموکراسی واقعی بهمنی را رقم زد که مردم با رهبری امام امت بی هیچ توپ تانکی و حمایت اجنبی با اتکا به خود و توکل به خدای خود و امام مردمی اشان دموکراسی واقعی را در ترمینولوژی سیاسی آن زمان دنیا رقم زده اند و کشورهای عرب جدیدا بعد 30 سال متوجه شدند و بهارشان هوس فجر کرده دموکراسی که جنسش با فجر بهمن ما بسیار متفاوت است دموکراسی ما عیار بالایی داشت اما فجر عرب...

عیار دموکراسی با نرخ تاثیر مردم وزن بندی می شود و عارضه ها را استخراج می کنند و عارضه های مردمی نیز وزن داده می شوند و غیر مردمی خالص سازی

لذا فجر ما مفهوم نوین مردم سالاری را به دنیا رقم زد باوری که دکترین سیاسی هنوز در باور و پیش بینی نتیجه آن درمانده اند

فجر ما عیار بالایی داشت و مردم هر دم از این فجر انتظار فجر در دیگر صحنه های زندگی را به حد اکمل انتظار دارند تا فجر نهایی خود را متصل به فرج امین زمین و زمان نمایند

 

نویسنده : امین ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ احساس بی حس بارانی داغ

نمی دانم پدر چگونه می خواهد به چشمان فرزند نگاه کند

می خواهد بخندد تا دختر یادش رود که از پدر چه خواسته بود

دختر نمی فهمد اما خنده را نیز پر معنی درک می کند

آخر بچه های این دوره زمانه زیادی می فهمند

اما فهم آنها در موقع درک قول های بی عمل بابا تمام می شود

مثل ...

مثل لقمه بی خورشت و خشک سفره که بغیر نون خشک همه چی رو تمام کرده

وای بابا و ماما چرا باید...

نمی دانم چه جوری بنویسم و برسم به ذات مطلب ولی نمی دانم چرا

اصلا شاید نوشتم اما نتوانست دین آن را به شایستگی ادا کند

لذا تو رو خدا آی مردم به فکر بابای شرمنده همسایه باشید که خود را شب از چشم دخترش می دزد

 

و آی فرزندان دستان پرمهر باباهاتان را ببوسید و مثال معروف بچه گنجشکی نباشید که کنجشک پدر از فرط سرمای زمستان برا بچه ها چیزی پیدا نکرد و لذا از گوشت بدنش تکه تکه و خون آلود می کند و برا بچه کنجشک ها می آورد  و پدر گنجشک ها هر روز این خاطره زجر آور را تا اول بهار برا بچه ها تکرار می کرد تا اینکه از شدت آن مرد و از بین رفت بچه ها هم که بزرگ شده بودند بعد از مردن بابا گقتند:...راحت شدیم از دستش آنقدر برایمان غذای تکراری آورده بود که زندگی برایمان زجرآور بود ........

محمد آقا همسایه ای ارومیه ما نیز وقتی این قصه غصه را بسان مثال هم که شنید اشک در گوشه چشمش درخشید نمی دانم چرا...؟؟؟

نویسنده : امین ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢۸
comment نظرات () لینک

+ چگونه نیرومند شویم

دیده‌اید که نوک شاخه‌های یک درخت باریک و شکننده‌اند و این نشان می‌دهد که شاخه‌های درخت هرچه از تنه خود فاصله گرفته و دورتر باشند، ضعیف‌تر، شکننده‌تر و نازک‌تر می‌شوند و هر چه هم نزدیکتر باشند ضخیم‌تر و قویتر هستند.

سیره و طریقه رفتار معصومین(ع) بویژه حضرت محمد(ص) در زندگی سرمشق بسیار گران قیمتی از چگونگی عملکرد در میدان زندگی است، از جمله این موارد می‌توان به کم یا زیاد بودن شدت عمل آن بزرگان در رابطه با موضوعات گوناگون اشاره کرد. 


در ادامه به مثالی پیرامون شخصیت حق‌مدار پیامبر اکرم(ص) اشاره می‌شود:
دیده‌اید که نوک شاخه‌های یک درخت باریک و شکننده‌اند و این نشان می‌دهد که شاخه‌های درخت هرچه از تنه خود فاصله گرفته و دورتر باشند، ضعیف‌تر، شکننده‌تر و نازک‌تر می‌شوند و هر چه هم نزدیکتر باشند ضخیم‌تر و قویتر هستند.
حال ماجرای ما آدم‌ها هم دقیقا از همین قرار است، یعنی هرچه از اصل خود که خدا است بیشتر فاصله بگیریم عاجزتر و ناتوان‌تر می‌شویم و هرچه به او نزدیک و نزدیک‌تر باشیم نیرومندتر و تواناتریم.
اینکه پیامبر(ص) این همه در بین عالم و آدم توانا است بخاطر این است که نسبت به حق و حقیقت که «خدا» و راه خداست هیچگاه کوتاه نیامد و کوتاهی نکرد و نسبت به آن فاصله نگرفت و دور نشد.
"لا یقصر عن الحق"
(پیامبر)"هیچگاه از مرزهای حق نگذشت"
برگرفته از کتاب "سلوک باران" اثر حجت‌الاسلام محمد رضا رنجبر، ج اول، چ اول 1388


 

نویسنده : امین ; ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ژن «مدیریت» کشف شد

مطالعه صورت گرفته توسط محققان انگلیسی نشان می‌دهد، تبدیل شدن به یک مدیر موفق یک مسأله ذاتی و ژنتیکی است.

 محققان کالج دانشگاهی لندن (UCL)‌ دو تحقیق گسترده در حوزه سلامت آمریکا را مورد آنالیز دقیق قرار داده و نمونه DNA‌ بیش از چهار هزار نفر را بررسی کردند.این مطالعه منجر به شناسایی توالی خاص ژنتیکی مرتبط با تصدی موقعیت مدیریت شد.ژن rs4950‌ تعیین کننده تمایل فرد به مدیریت یا فرمانپذیری است و بر این اساس، افراد دارای این ژن تا 25 درصد بیش از سایرین دارای نقش نظارتی در محیط کار هستند.دکتر «ژان مانوئل دنو» محقق ارشد این مطالعه تأکید می‌کند: ژن rs4950‌ تعیین کننده توانایی رهبری یا فرمانپذیری یک فرد است و داشتن این ژن، کلید تبدیل شدن به یک مدیر و رهبر موفق محسوب می‌شود.با کشف «ژن مدیریت» می‌توان افراد مستعد تبدیل شدن به یک مدیر بزرگ را از بدو تولد شناسایی کرد؛ محققان نیز مدعی هستند که شرکت ها در آینده می توانند با انجام تست های ژنتیکی، افراد مستعد برای تصدی مشاغل مهم و مدیریتی را انتخاب کنند.نتایج بدست آمده در این مطالعه نشان می دهد که مدیران بزرگی مانند مارتین لوتر کینگ، گاندی و نلسون ماندلا نیز احتمالا دارای «ژن مدیریت» بوده اند.مطالعات بیشتری برای درک تعامل ژن rs4950‌ با سایر عوامل مانند محیط و آموزه های دوران کودکی باید انجام شود.نتایج این مطالعه در مجله Leadership Quarterly منتشر شده است.ایسنا

نویسنده : امین ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ مدعیان دموکراسی نقاشی خود را با خون کودکان غزه رنگ آمیزی می کنند

نمی دانم و نمی خواهم بدانم که ترمینولوژی رشته ای که خوانده ام حقوق بشر را به چه معنی ترجمه کرده

 شاید کودکان بی پناه در این الفبا معنی نمی شوند

 شاید باز قانون برای فقرا می خواهد قد علم کند

و یا شاید داوری نیست تا داوری کند برای قاضی که محمد امین او را ...

وای واژه ها چقدر عاجزند تا احساساتم را بیان کنند

به خدا این بچه است پدر دارد مادر دارد ای اسراییلی بفهم مگر بچه نداری ... مگر ای یزید زمانه همنام تو ندیدی با طفل تشنه امام عاشورایی ما چه کرد و چه شد

نه مثل اینکه اینها انسان نما هستند یا چه بگویم که شان آن موصوف تنزل پیدا نکند به کدامین ادعا با طفلان معصوم چنین مبادله می کنید بابا جان اگر به ....

 ول کن ای خودم فقط خواستم با نوشتن چند جمله بصورت آنی بغضم را و اشک سخنم را بشکنم.

ای فرزندان غزه روح ملایکی شما نصرت را برای کشور ارمغان داد

 شما امین واقعی کشور خود هستید

ای امینان فلسطین خدا رحمتتان کند ای اسوه هایی که هنوز فرصت معنی اسوه بودن را نتوانستید فرا بگیرید دستان کوچک وناز شما بجای نقاشی مدادها با آبرنگ چنگال بزرگترهای و متن قانون بین المللی که خونواژه حقوق بشر را می نگاشته رنگین شد . به درود ...................

 

نویسنده : امین ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٧
comment نظرات () لینک

+ خلاقیت عکسی که با چشم بی روح به عکاس می نگرد

چشم مانند یک قطعه پیچیده ای از مهندسی است و برخی بر این باورند که این ثابت می کند که مهندسی آفرینش قابل قیاس با هیچ چیز نیست 

 

به گزارش  افکارنیوز : وقتی عکاس این اثر زیبا از روی بی حوصلگی به سمت سینک ظرفشوئی می رود که از تخلیه آن عکس بگیرد باورش نمی شد که بعد از ظاهر کردن این عکس با یک چشم روبرو شود که به او نگاه می کند.

 در این تصویر آب چرخان در دور چاهک ظرف شویی عنبیه رنگی را شکل داده است که با نقطه سیاه وسط و همچنین کف ها که پلک ها را تداعی می کند، تصویر چشم را کامل کرده است.

نویسنده : امین ; ساعت ٦:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ بزرگترین نادانی و نشانه‌های آن چیست؟

جهل و نادانی به عنوان صفتی ناپسند در اسلام و قرآن دانسته شده و از مؤمنان خواسته شده تا با بهره‌گیری از ابزارهای شناختی به علم و دانش، از آثار زیانبار آن در زندگی فردی و اجتماعی رهایی یابند.

 89-3.jpeg

روایات و احادیثی از ائمه معصومین(ع) را درباره این‌که بزرگ‌ترین نادانی چیست و نشانه‌های نادانی چیست؟ مرور می‌کنیم:

 

امام علی علیه‏‌السلام: "بزرگ‌ترین نادانی، ناآگاهی انسان از شأن و منزلت خویش است".

 

امام علی علیه‏‌السلام: "در نادانی مرد همین بس که آنچه از آن نهی شده انجام دهد".

 

امام علی(ع): "در نادانی تو همین بس که به دانش خود مغرور شوی".

 

امام علی(ع): "هر چه می‏‌دانی به زبان میاور که این نشان نادانی است".

 

امام صادق(ع): "دانایی را همین بس که از خدا بترسی و نادانی را همین بس که از (عذاب) خدا غافل شوی".

 

پیامبر خدا(ص): "از نادانی است که هر چه می‏‌دانی فاش سازی".

 

امام علی(ع): "دل بستن به دنیا، با وجود آن همه رنج‌هایی که از او می‏‌بینی، نادانی است".

 

امام علی(ع): "خواست و آرزوی محال داشتن، نادانی است".

 

امام حسن(ع) نیز در پاسخ به پرسش پدرش از تفسیر نادانی فرمود: " زود پریدن روی فرصت پیش از آن‌که آن را کاملاً به دست آوری و خودداری کردن از جواب".

 

امام صادق(ع): "نادانی در سه چیز است: دوست عوض کردن، مخالفت کردن بدون دلیل و برهان و پرس و جو از چیزهای بیهوده".

 

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : امین ; ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ نکاتی که باید از مورچه‌های کارگر آموخت!

 مورچه ها کارگران سخت کوشی هستند، اما مطالعات جدید نشان می‌دهد که کار گروهی کلید موفقیت این حشرات است و این نکته می تواند به الگویی برای انسان ها مبدل شود.


به گزارش سرویس پژوهشی (ایسنا)، محققان شیوه انتخاب لانه توسط مورچه های منفرد و مورچه های گروهی را مورد بررسی قرار دادند؛ مورچه ها مجبور به دوبار انتخاب در یک سایت دارای دو لانه و یک سایت با هشت لانه شدند. در هر آزمایش نیمی از سایت ها آسیب دیده و نامناسب بودند.


محققان دریافتند که مورچه‌های منفرد در زمان انتخاب لانه از بین هشت گزینه بدترین انتخاب را داشته و از بین دو گزینه انتخاب درستی داشته‌اند، درحالیکه مورچه‌های گروهی بدون توجه با اندازه سایت و در هر دو مورد بهترین لانه را انتخاب کردند.


پروفسور «استفان پرات» از محققان دانشگاه ایالتی آریزونا (ASU) خاطرنشان می‌کند: انسان در حال غرق شدن در حجم وسیعی از داده‌های مختلف است که می‌تواند بر سلامت و قدرت تصمیم‌گیری او اثر منفی بگذارد.


بر اساس یافته‌های این پژوهش، مورچه‌های منفرد در زمانیکه با گزینه‌های کمتری مواجه هستند، تصمیم گیری بهتری دارند، چراکه با حجم غیرمنتظره‌ای از اطلاعات مواجه نیستند.


به گفته «پرات» زندگی گروهی منافع متعددی دارد که مورچه‌ها از آن بهره مند می شوند و با تقسیم بار تصمیم‌گیری، از بروز اشتباه در کلونی جلوگیری می کنند؛ نکته مهم در اجتماع مورچه‌ها این نکته است که هیچ مورچه ای بیش از توان خود در پردازش اطلاعات مشارکت نمی‌کند.


بطور کلی محققان بر این عقیده هستند که کار گروهی منجر به اتخاذ تصمیم‌های بهتر می شود، چراکه هر عضو گروه مسئول بخشی از فرآیند تصمیم‌گیری بوده و همین امر منجر به کاهش درصد خطا می شود.


نتیجه این مطالعه در مجله Current Biology منتشر شده است.

نویسنده : امین ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ مدیر موفق و داستان شیر

یک روز آفتابی شیری در بیرون لانه اش نشسته بود و داشت آفتاب می‌گرفت؛ در همین حال روباهی سر رسید

روباه: می‌دونی ساعت چنده آخه ساعت من خراب شده.

شیر : اوه. من می‌تونم به راحتی برات درستش کنم.

روباه : اوه. ولی پنجه‌های بزرگ تو فقط اونو خرابتر می‌کنه.

شیر : اوه. نه. بده برات تعمیرش می‌کنم.

روباه : مسخره است. هر احمقی میدونه که یک شیر تنبل با چنگال‌های بزرگ نمی‌تونه یه ساعت مچی پیچیده رو تعمیر کنه.

شیر : البته که می‌تونه. اونو بده تا برات تعمیرش کنم.

شیر داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتی با ساعتی که به خوبی کار می‌کرد بازگشت. روباه شگفت زده شد و شیر دوباره زیر آفتاب دراز کشید و رضایتمندانه به خود می‌بالید.

بعد از مدت کمی گرگی رسید و به شیر لمیده در زیر آفتاب نگاهی کرد.

گرگ : می‌تونم امشب بیام و با تو تلویزیون نگاه کنم؟ چون تلویزیونم خرابه.

شیر : اوه. من می‌تونم به راحتی برات درستش کنم.

گرگ : از من توقع نداری که این چرند رو باور کنم. امکان نداره که یک شیر تنبل با چنگال‌های بزرگ بتونه یک تلویزیون پیچیده رو درست کنه.

شیر : مهم نیست. می‌خواهی امتحان کنی؟

شیر داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتی با تلویزیون تعمیر شده برگشت. گرگ شگفت زده و با خوشحالی دور شد.

 

و اما در لانه شیر چه خبره؟

در یک طرف شش خرگوش باهوش و کوچک مشغول کارهای بسیار پیچیده بوسیله ابزارهای مخصوص هستند و در طرف دیگر شیر بزرگ مفتخرانه ... است.

 

نتیجه اخلاقی :

اگر می‌خواهید بدانید چرا یک مدیر مشهور است به کار زیردستانش توجه کنید.

اگر می‌خواهید مدیر موفق و مؤثری باشید از هوشمندی و ارتقاء کارکنانتان نهراسید بلکه به آنها فرصت رشد بدهید. این مسأله چیزی از توانمندی‌های شما نمی‌کاهد.

به قول بیل گیتس، مدیران موفق افراد باهوش‌تر از خود را استخدام می‌کنند.

نویسنده : امین ; ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۳٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ راز رابطه نبوغ و دیوانگی

در تحقیقات صورت گرفته بر روی نوجوانان 16 ساله سوئدی مشخص شده است که افراد باهوش بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات روانی قرار دارند.

به گزارش سرویس پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تاکنون تحقیقات زیادی در خصوص رابطه میان نبوغ و دیوانگی صورت گرفته که نشان می دهد، افراد باهوش بیشتر در معرض اختلالات دوقطبی و اسکیزوفرنی قرار دارند.

این ایده توسط گروهی از دانشمندان که همگی به نوعی از اختلالات روانی رنج می برند، مورد بررسی قرار گرفته است.

دانشمندان با شرکت در نمایشگاه و فستیوال جهانی علوم در نیویورک، 20 تحقیق صورت گرفته در خصوص رابطه نبوغ و دیوانگی را مورد بحث قرار دادند.

«کای ردفیلد جمیسون» از محققان دانشکده پزشکی جان هاپکینز که از اختلال دوقطبی رنج می برد، تأکید می کند: تست های هوش که با حضور نوجوانان 16 ساله سوئدی انجام شد، نشان می دهد که کودکان باهوش بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات روانی قرار دارند.

«جمیسون» خاطر نشان می کند: افرادی که در 16 سالگی از نبوغ و استعداد بالایی برخوردار هستند، چهار برابر سایر افراد به اختلالات دو قطبی گرفتار می شوند.

این محقق که از اوایل جوانی مبتلا به اختلال دوقطبی شده است، تمام زندگی خود را وقف تحقیق و نگارش در خصوص این بیماری کرده است.

تحقیقات قبلی نشان می دهد، ژن DARPP-32‌ عامل ارتباطی نبوغ و دیوانگی است. سه چهارم مردم نوعی از این ژن را به ارث برده اند که باعث افزایش توانایی ذهن برای قدرت تفکر و پردازش اطلاعات در ناحیه کورتکس پریفرونتال مغز می شود.

اختلالات دوقطبی و اسکیزوفرنی در ارتباط تنگاتنگ با نبوغ و خلاقیت قرار دارند، اما اکنون محققان با این پرسش مواجه هستند که نقش محیط در ابتلای فرد به بیماریهای روانی تا چه حد است؟

«ونسان ون گوگ» نقاش سرشناس هلندی و «جک کرواک» نویسنده کانادایی از جمله افراد نابغه با رفتارهای خود مخرب محسوب می شوند؛ همچنین «جان نش» برنده جایزه نوبل ریاضی که فیلم ذهن زیبا (A Beautiful Mind) نیز در خصوص زندگی وی ساخته شده است، از بیماری اسکیزوفرنی رنج می برد.

نویسنده : امین ; ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ زندگی مجموعه‌ای از لحظه‌هاست

قانون‌های ذهنی می‌گن خوشبختی یعنی رضایت. مهم نیست چی داشته باشی یا چقدر، مهم اینه که از همونی که داری راضی هستی یا نه؟! چون یه وقتهایی آدم خیلی چیزها داره اما بازهم احساس خوشبختی نداره! و بر عکسش... پس یه قانون وجود داره، که می گه: میزان خوشبختی = میزان رضایت

 زندگی مجموعه‌ای از لحظه‌هاست! چون پشت این لحظه، لحظه بعدیه و پشت اون لحظه بعدی و بعدی و ...پس، اگه می خوای در کلیت بزرگ زندگی راضی باشی اول باید تمرین کنی تا در لحظه راضی باشی.

"اگه کسی تصمیم بگیره فقط توی لحظه اکنون راضی باشه، بعد، به لحظه بعدی، که رسید، باز در لحظه اکنون راضی باشه و بعد به لحظه بعدی که رسید باز ..... می‌دونی چی می شه؟

اون فقط برای راضی و شاد بودن در یک لحظه تلاش کرده، اما یک دفعه می‌بینه پنج ساله که راضی و خشنوده! اگه کسی از لحظه اکنونش ناراضی باشه، بعد، از لحظه بعد هم ناراضی باشه، بعد... یکهو به خودش می یاد و می بینه پنجاه سالشه و همه این پنجاه سال رو ناراضی بوده! "

به همین دلیل دانشمندان ذهنی به لحظه اکنون می گن: لحظه ابدی اکنون.

شرط رضایت اینه که در لحظه ابدی اکنون راضی و شاد باشی.

اصلا مهم نیست داری در لحظه اکنون چی کار می‌کنی، فقط تصمیم بگیر مراقبه کنی که از هر کاری که داری در لحظه انجام میدی احساس رضایت و شادی کنی. به این کار می‌گن مراقبه لحظه ابدی اکنون. این کار، اتفاقا بر خلاف تصور، کار خیلی راحتی نیست. دانشمندان ذهنی معتقدند در هر عمل و کاری که انجام میشه یه مقداری انرژی نهفته است و ما فقط در صورتی که روی اون کار مراقبه داشته باشیم میتونیم اون انرژی رو دریافت کنیم.

ببینین، مثلا من از صبح شروع می کنم. از خواب بیدار می شیم، می‌ریم مسواک می زنیم و در همون حال به صد تا چیز فکر می‌کنیم غیر از مسواک زدن. بعد می‌ریم صبحونه می‌خوریم در حالی که فکرمون هزار جای دیگه است غیر از صبحانه خوردن. بعد... در واقع هر کاری که داریم انجام می دیم به همه چیز فکر می کنیم غیر از همون کار. این باعث می شه انرژی پنهان کارها رو دریافت که نمی کنیم، هیچ! کلی هم انرژی ذخیره شده‌مان را الکی خرج می‌کنیم!

شاید از مراسم چای در چین یا ژاپن شنیده باشین. اون در واقع یه جور مراقبه در لحظه ابدی اکنونه.

تمرین‌هایی برای درک و لذت بردن از لحظه ابدی اکنون:

تمرین یک: برای خودتون یه استکان چای بریزین. با دقت سعی کنید فقط به کاری که دارین می‌کنین، فکر کنین. بعد در یه جای آروم بنشینید و با آرامش چای رو میل کنید. به این فکر کنید که با هر جرعه چای، همه انرژی موجود در آن را دریافت می‌کنید و لذت می‌برید. به لحظه لحظه خوردن چای دقت کنید. (اگه فکر دیگه‌ای اومد توی ذهنتون، خودتون رو شماتت نکنید. فقط آروم سعی کنید دوباره به خوردن چای برگردید.) بعد از اتمام، حتما در دفتر مراقبه از خودتون تشکر کنید.

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : امین ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد